گام‌های بزرگ تا خودکفایی

۷ دقیقه

زمان مطالعه :

گام‌های بزرگ تا خودکفایی؛ وقتی شهید ستاری به توانایی یک سرباز اعتماد کرد

خودکفایی در نگاه شهید منصور ستاری فقط به معنای ساخت یک قطعه یا جایگزین کردن یک محصول خارجی نبود. او به دنبال شکل‌گیری توانایی بود؛ اینکه نیروی انسانی جرئت کند سراغ کاری برود که پیش از آن انجام نشده، شکست را بخشی از مسیر بداند و برای رسیدن به نتیجه، چند بار از نو آغاز کند.

خاطرات رضا میکائیلی، سرباز وظیفه‌ای که از مهر ۱۳۷۲ در نیروی هوایی خدمت می‌کرد، یکی از نمونه‌های روشن این نگاه است. جوانی با مدرک دیپلم که طرح‌هایی برای ساخت خودرو داشت و شهید ستاری، فارغ از درجه نظامی و مدرک تحصیلی او، استعدادش را دید و فرصت داد ایده‌هایش را در محیطی واقعی آزمایش کند.

یک سرباز با صد طرح

میکائیلی پیش از سربازی، طرح‌های متعددی برای طراحی خودرو تهیه کرده بود و تلاش کرده بود توجه خودروسازان را به ایده‌هایش جلب کند؛ تلاشی که به گفته خودش نتیجه‌ای نداشت.

پس از دریافت دیپلم، برای انجام خدمت وظیفه وارد نیروی هوایی شد. در یکی از جلسات از سربازان خواسته شد اگر تخصص یا طرحی دارند، آن را اعلام کنند. میکائیلی نیز درباره توانایی‌ها و ایده‌هایش نوشت.

موضوع از طریق عقیدتی سیاسی پیگیری و او به مسئولان لجستیک نیروی هوایی معرفی شد. خبر سرانجام به منصور ستاری رسید؛ فرمانده‌ای که خود از مدتی پیش به ایده طراحی و ساخت یک خودرو در مجموعه نیروی هوایی فکر می‌کرد.

به روایت میکائیلی، ستاری با شنیدن خبر منتظر طی شدن سلسله‌مراتب اداری نماند و شخصاً برای دیدن او آمد.

میکائیلی به او گفت:

“فقط به من اعتماد کنید. اگر اطمینان نکنید امکان ادامه کار وجود ندارد.”

و پاسخ ستاری کوتاه بود:

“نگران هیچ چیز نباش.”

طرحی که با گچ روی زمین آغاز شد

میکائیلی به اردبیل بازگشت و حدود صد طرحی را که در اختیار داشت به تهران آورد. ستاری یکی از آنها را انتخاب کرد.

آغاز کار نیز چندان تشریفاتی نبود.

به روایت میکائیلی، شهید ستاری همان‌جا با گچ روی زمین طرح خودرو را ترسیم کرد و کار شروع شد. مواد اولیه تهیه شد و گروه در مدت کوتاهی ساخت شاسی و اجزای اولیه را پیش برد.

این همان پروژه‌ای است که در روایت‌های دیگر مربوط به زندگی شهید ستاری نیز از آن یاد شده است؛ پروژه‌ای که هدف اصلی آن صرفاً ساخت یک خودرو برای استفاده نیروی هوایی نبود. ستاری می‌خواست نشان دهد طراحی و ساخت یک محصول صنعتی در داخل کشور، اگر با اعتماد به نیروی انسانی و پشتکار همراه شود، دست‌نیافتنی نیست.

با نزدیک شدن هفته نیروی هوایی، او دستور داد خودرو حتی در همان مرحله ناتمام، با نصب صندلی و چراغ‌ها به نمایشگاه دستاوردهای نیروی هوایی منتقل شود.

در جریان همان نمایشگاه، امام شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر وقت انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا از این طرح بازدید کردند و ستاری درباره روند تکمیل آن توضیح داد.

یک پروژه آزمایشی برای اثبات “می‌توانیم

خودرو در مرحله نخست با امکانات موجود شکل گرفت. میکائیلی می‌گوید یک موتور دوسیلندر در انبار وجود داشت و بخش عمده کار گروه بر طراحی اتاق، شاسی و زیربندی متمرکز بود.

در ادامه، مدیرعامل وقت پارس‌خودرو از پروژه حمایت کرد و موتوری مناسب‌تر در اختیار گروه قرار گرفت. با تغییر موتور، طراحی بدنه و شاسی نیز متناسب با آن اصلاح شد. همچنین برخی آزمایش‌هایی که امکان انجامشان در نیروی هوایی وجود نداشت، با همکاری پارس‌خودرو انجام شد.

اما شاید مهم‌تر از خود خودرو، شیوه برخورد ستاری با سازندگان آن بود.

در مجموعه‌ای که متخصصانی با مدارک دانشگاهی مختلف حضور داشتند، اعتماد فرمانده نیروی هوایی به یک سرباز دیپلمه برای برخی عجیب بود.

میکائیلی می‌گوید حتی عده‌ای به ستاری اعتراض می‌کردند که چرا ادعای چنین سربازی را باور کرده است.

پاسخ عملی ستاری ادامه پروژه بود.

او پذیرفته بود که کار تازه ممکن است با خطا، اصلاح و دوباره‌کاری همراه شود.

میکائیلی از او چنین نقل می‌کند:

“ولو در صورت دوباره‌کاری و سه‌باره‌کاری تا ده بار، کسی نباید خسته شود. خودکفایی یعنی همین و ما نباید بترسیم.”

این جمله، شاید بهتر از بسیاری از تعاریف، برداشت ستاری از خودکفایی را توضیح دهد.

خودکفایی برای او محصول نهایی نبود؛ فرایند یاد گرفتنِ ساختن بود.

از خودرو تا قطعات هواپیما

اعتماد ستاری به میکائیلی به پروژه خودرو محدود نماند.

وقتی توانایی او را در طراحی و ساخت دید، مأموریت‌های دیگری نیز مطرح شد؛ این بار نزدیک‌تر به نیازهای تخصصی نیروی هوایی.

یکی از آنها به تلاش برای ساخت برخی قطعات مرتبط با موتور هواپیما مربوط بود. در خاطره میکائیلی از پروژه‌ای برای دستیابی به فناوری ساخت و عملیات حرارتی قطعاتی یاد شده که به تجهیزات و کوره‌های خاص نیاز داشت.

به گفته او، این پروژه تا حدود ۷۰ درصد پیش رفت، اما پس از شهادت ستاری ادامه پیدا نکرد.

جزئیات فنی مطرح‌شده در این بخش، از جمله نوع دقیق قطعه، فناوری ریخته‌گری و میزان پیشرفت پروژه، در این متن براساس روایت رضا میکائیلی نقل شده و برای ارائه به عنوان یک گزارش فنی مستقل، نیازمند اسناد تکمیلی پروژه است.

اما روایت دیگری که او بیان می‌کند، منطق ستاری را روشن‌تر نشان می‌دهد.

وقتی ابزار نداریم، باید ساختنش را یاد بگیریم

برخی ابزارهای تخصصی مورد نیاز برای باز و بسته کردن موتورهای هواپیما در اختیار نیروی هوایی نبود و تهیه یا استفاده از آنها هزینه زیادی تحمیل می‌کرد.

ستاری از میکائیلی خواست فرایند کار متخصصانی را که این ابزارها را در اختیار داشتند با دقت بیاموزد.

کار حدود شش ماه ادامه یافت. میکائیلی ابزارها را اندازه‌گیری می‌کرد، نقشه آنها را تهیه و برای ساخت به کارگاه می‌داد.

به روایت او، در نهایت حدود ۷۰ درصد ابزارهای مورد نیاز برای باز و بسته کردن موتورهای مورد نظر ساخته شد و بخشی از آنها نیز در نمایشگاه دستاوردهای نیروی هوایی به نمایش درآمد.

در بازدید امام شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای از نمایشگاه، ستاری درباره سازندگان این ابزارها نیز توضیح داد.

این بخش از خاطره، یکی از وجوه مهم مدیریت او را نشان می‌دهد: اگر تجهیز یا ابزاری در اختیار سازمان نبود، نخستین پاسخ او الزاماً خرید آن نبود؛ می‌پرسید آیا می‌توان دانش ساختش را به دست آورد؟

استعداد، درجه نظامی نمی‌شناخت

شاید مهم‌ترین بخش روایت رضا میکائیلی نه خودرو باشد، نه ابزار موتور و نه پروژه‌های صنعتی دیگر.

اصل ماجرا در نخستین دیدار اتفاق افتاده بود.

فرمانده نیروی هوایی در برابر خود سربازی با مدرک دیپلم داشت که مدعی بود می‌تواند در طراحی خودرو و پروژه‌های صنعتی کار کند.

می‌توانست او را به کارشناسان دیگر ارجاع دهد.

می‌توانست مدرک دانشگاهی بخواهد.

می‌توانست منتظر گزارش‌های متعدد بماند.

اما خودش به کارگاه رفت، طرح‌ها را دید و فرصت آزمودن داد.

وقتی نیز پروژه پیش رفت، تلاش کرد این نیروی جوان در مجموعه باقی بماند. میکائیلی روایت می‌کند که ستاری حتی با پدرش صحبت کرد تا زمینه ادامه فعالیت او در نیروی هوایی فراهم شود.

این رفتار را می‌توان در کنار بسیاری از تصمیم‌های دیگر ستاری قرار داد؛ فرمانده‌ای که بخش مهمی از مسیر خودکفایی را نه از تجهیزات، بلکه از پیدا کردن آدم‌هایی آغاز می‌کرد که توانایی ساختن داشتند.

گام‌های بزرگ، همیشه از پروژه‌های بزرگ آغاز نمی‌شوند

خاطره رضا میکائیلی از یک نکته مهم در اندیشه صنعتی منصور ستاری پرده برمی‌دارد.

او برای رسیدن به توان ساخت هواپیما، موتور، رادار یا تجهیزات پیچیده، منتظر فراهم شدن همه امکانات نمی‌ماند. پروژه‌ای کوچک‌تر نیز می‌توانست به آزمایشگاهی برای یادگیری طراحی، محاسبه، ساخت، اصلاح و آزمون تبدیل شود.

به همین دلیل، ساخت یک خودرو در کارگاه نیروی هوایی را نباید صرفاً تلاشی برای ورود نهاجا به صنعت خودروسازی دانست. در خود روایت، هدف نهایی انتقال تجربه و ایجاد باور در صنعت خودرو عنوان شده است.

ستاری می‌خواست یک چیز را در عمل ثابت کند:

توانمندی، پیش از آنکه از تجهیزات و بودجه آغاز شود، از اعتماد به نیروی انسانی و جرئت شروع کردن شکل می‌گیرد.

شاید به همین دلیل، در خاطرات مربوط به او بارها یک الگوی مشترک تکرار می‌شود؛ ابتدا جمله‌ای شبیه “نمی‌شود”، سپس اصرار ستاری برای امتحان کردن، چند مرحله خطا و اصلاح، و در نهایت دانشی که حتی اگر پروژه به محصول نهایی نرسیده باشد، در سازمان باقی می‌ماند.

این همان مسیری بود که منصور ستاری آن را خودکفایی می‌دانست:

ساختن، یاد گرفتن و دوباره ساختن.

 

پربازدیدترین

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

از تجربه والفجر ۸ تا شبکه یکپارچه پدافند هوایی

بنیانی که بنای...

ایده‌ای ساده در یک شب برفی

ایده‌ای ساده در...

ایثار تا پای جان

ایثار تا پای...

هزار راه رفته برای ،، توانستن،،

یک هزار راه...

وقتی ؛ مصطفی ؛ اوج گرفت

وقتی “مصطفی” اوج...

نجات با نوآوری

نجات با نوآوری؛...

برچسب ها

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

نظرات کاربران

نظرات ثبت شده از کاربران و علاقمندان به این محتوا…

نظرات کاربران

نام و نام خانوادگی