پدری مهربان برای سربازان و جوانها؛ روایت حبیب بقائی از منش شهید ستاری
نگاه شهید سرلشکر منصور ستاری به نیروی انسانی، نگاهی ویژه بود و این توجه در برخورد او با جوانان و سربازان نمود بیشتری پیدا میکرد. احترامی که برای یک سرباز وظیفه قائل بود، از نگاه و احترامی که به افراد ردههای بالای نیروی هوایی داشت، کمتر نبود؛ رفتاری که در خاطرات همرزمانش بهعنوان یکی از ویژگیهای برجسته او باقی مانده است.
امیر سرتیپ خلبان حبیب بقائی، فرمانده پیشین نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، رفتار و کردار شهید ستاری با سربازان را الگویی ارزشمند میداند.
به گفته این پیشکسوت نیروی هوایی، شیوه ارتباط ستاری با دیگران، از سرباز وظیفه تا مقامات ردهبالا، متفاوت نبود. گاه هنگام دیدار با یک سرباز، دست بر گردنش میانداخت، سرش را نوازش میکرد، او را در آغوش میگرفت و با صمیمیت با او روبوسی میکرد.
“حکم پدر را برای بقیه داشت“
بقائی در توصیف اخلاق و منش شهید ستاری میگوید:
“حکم پدر برای بقیه داشت. اختلاف سنی زیادی با هم نداشتیم، ولی همه احساس میکردند که ایشان مثل پدر همه ما هستند.”
ستاری خود نیز در آن سالها جوان بود، اما نوع رفتار و ارتباطش با نیروها چنین احساسی را در اطرافیان ایجاد میکرد. بقائی از او بهعنوان فردی خوشاخلاق، خوشبرخورد و مهربان یاد میکند و میگوید:
“ضمن اینکه موهایشان هم یک مقداری سفید بود، ولی جوان بودند. آدم احساس میکرد یک فرزند با پدرش صحبت میکند. این بود که ما ایشان را دوست داشتیم و همیشه عزت و احترامی در حد تکریم بینهایت برای ایشان قائل بودیم.”
او همچنین یادآوری میکند که شهید عباس بابایی نیز بر همین ویژگی شخصیتی ستاری تأکید داشت.
وقتی فرمانده پوتینهایش را به سرباز داد
یکی از خاطرات باقیمانده از همین منش، به مواجهه ستاری با سربازی جوان در پست دیدهبانی بازمیگردد.
ستاری هنگامی که متوجه شد سرباز بدون پوتین در محل خدمت ایستاده و پوتینی در اختیار ندارد، پوتینهای خودش را از پا درآورد و به او داد.
این رفتار، نمونهای از همان نوع ارتباطی بود که بقائی از آن سخن میگوید؛ ارتباطی که در آن، جایگاه فرماندهی مانعی برای توجه مستقیم به مشکلات یک سرباز نبود.
غذای فرمانده، همان غذای سربازان
خاطره دیگری نیز از بازدید ستاری از نیروها نقل شده است. در آن روز، غذای سربازان سرد شده و گردوخاک روی آن نشسته بود.
ستاری وقتی وضعیت غذا را دید، جلو رفت و از همان غذا در ظرف خودش ریخت و سربازان را نیز دعوت کرد برای خوردن غذا بیایند.
پرسنل مهندسی اصرار داشتند غذای دیگری برای فرمانده تهیه کنند و میگفتند:
“قربان، اجازه بدهید غذا را عوض کنیم.”
اما ستاری نپذیرفت. همان غذای سرد و خاکگرفته را در کنار سربازان خورد و سپس محل را ترک کرد.
این رفتار نتیجهای عملی نیز داشت. از روز بعد، با توجه به اینکه هر لحظه احتمال میرفت ستاری برای بازدید دوباره به محل بازگردد، غذای سربازان گرم به آنان تحویل داده میشد.
روایت حبیب بقائی و خاطراتی از این دست، بخشی از شیوه ارتباط شهید منصور ستاری با نیروهای تحت فرمانش را نشان میدهد؛ فرماندهای که در برخورد با سربازان و جوانان، فاصله جایگاه سازمانی را کنار میگذاشت و به گفته همرزمانش، برای بسیاری از آنان “حکم پدر” را داشت.
شهید سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳، همراه با تعدادی از افسران بلندپایه نیروی هوایی، در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به شهادت رسید.