پاداش جنگ زیر آفتاب داغ خوزستان

۵ دقیقه

زمان مطالعه :

پاداش جنگ زیر آفتاب داغ خوزستان؛ روایتی از صبر، پیشروی و پیروزی در شرق کارون

خوزستان در نخستین ماه‌های دفاع مقدس فقط جغرافیای یک نبرد نبود؛ صحنه‌ای بود که در آن، نیروهای ایرانی با کمبود امکانات، ضعف سازماندهی و فشار سنگین ارتش عراق روبه‌رو بودند و در همان شرایط، نخستین هسته‌های مقاومت را شکل دادند.

سال‌ها بعد، امام شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در جریان حضور در یادمان شهدای شرق کارون، از همان روزها یاد کرد؛ از جوانانی که در گرمای خوزستان، متر به متر به مواضع دشمن نزدیک می‌شدند و ماه‌ها بعد، نتیجه آن مقاومت را در میدان نبرد دیدند. متن آرشیوی حاضر، بخشی از همان بیانات در ۶ فروردین ۱۳۹۳ را بازنشر کرده است.

سرزمینی که شاهد روزهای نخست جنگ بود

کارون، جاده اهواز – آبادان، مسیر اهواز – خرمشهر و دشت‌های شرق کارون، از مهم‌ترین جغرافیاهای نبرد در ماه‌های نخست جنگ بودند.

امام شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در یادمان شهدای شرق کارون، این مناطق را شاهد “برترین فداکاری‌ها و مجاهدت‌ها و ازخودگذشتگی‌ها” توصیف کردند.

آنچه در ادامه سخنان ایشان آمده، تصویری روشن از شرایط نخستین ماه‌های جنگ است؛ روزهایی که هنوز بسیاری از سازوکارهای دفاعی کشور شکل منسجمی پیدا نکرده بود.

نیرو کم بود.

امکانات کافی وجود نداشت.

آموزش و سازماندهی با شرایط یک جنگ گسترده متناسب نبود.

اما در همین وضعیت، نیروهای مردمی و رزمندگان ارتش، سپاه و بسیج در خطوط مختلف خوزستان ایستادند.

صد متر، دویست متر؛ هر شب نزدیک‌تر به دشمن

یکی از بخش‌های ماندگار این روایت، خاطره جوانانی است که از اهواز به منطقه دارخوین آمده بودند.

آنها در روستای محمدیه و اطراف آن سنگرهای انفرادی حفر می‌کردند.

اما در همان سنگر باقی نمی‌ماندند.

شب که فرا می‌رسید، از مواضع خود خارج می‌شدند، صد یا دویست متر جلوتر می‌رفتند و دوباره سنگر می‌کندند.

روز بعد را در همان نقطه، زیر آفتاب داغ خوزستان می‌گذراندند.

و شب بعد، دوباره جلو می‌رفتند.

امام شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای آن روزها را چنین به یاد آورده‌اند:

“تمام روز را زیر این آفتاب داغ خوزستان در سنگرها می‌ماندند، سختی‌ها را تحمل می‌کردند، خود را به دشمن نزدیک می‌کردند.”

این پیشروی شاید روی نقشه، تنها چند صد متر در هر شب بود؛ اما در واقع بخشی از مقاومتی بود که اجازه نداد شرایط دشوار نخستین ماه‌های جنگ به تسلیم در برابر پیشروی دشمن تبدیل شود.

پاداشی که یک سال بعد رسید

حمله سراسری عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز شد.

تقریباً یک سال بعد، در مهر ۱۳۶۰، شرایط در شرق کارون تغییر کرده بود.

نیروهایی که ماه‌ها در آن منطقه مقاومت کرده و خود را برای عملیات آماده ساخته بودند، این بار در کنار یگان‌های ارتش، سپاه و بسیج وارد مرحله‌ای شدند که نتیجه آن شکستن محاصره آبادان و عقب راندن نیروهای عراقی از شرق کارون بود.

این همان نقطه‌ای است که تعبیر “پاداش” در سخنان رهبر شهید انقلاب اسلامی معنا پیدا می‌کند:

“توانستند پاداش آن مجاهدت‌ها را بگیرند و به ملت ایران هدیه کنند.”

پیروزی در آن منطقه محصول یک روز و یک عملیات نبود.

پشت آن، ماه‌ها مقاومت، ساخت سنگر، شناسایی، نزدیک شدن تدریجی به دشمن و تحمل شرایط سختی قرار داشت که بسیاری از آنها دور از چشم جامعه اتفاق افتاده بود.

شرق کارون؛ از مقاومت تا شکست حصر آبادان

مهر ۱۳۶۰، منطقه شرق کارون صحنه عملیات ثامن‌الائمه (ع) شد؛ عملیاتی که با مشارکت ارتش جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران و نیروهای مردمی اجرا شد و محاصره آبادان را شکست.

از این منظر، خاطره جوانانی که ماه‌ها پیش از عملیات، شبانه سنگر به سنگر به دشمن نزدیک می‌شدند، بخشی از تاریخ شکل‌گیری همان پیروزی است.

ارزش روایت نیز دقیقاً در همین پیوند نهفته است:

پیروزی‌های بزرگ جنگ، اغلب پیش از آغاز رسمی عملیات ساخته شده بودند.

در روزهایی که هنوز خبری از عملیات بزرگ نبود، کسانی زیر آفتاب خوزستان در سنگرهای انفرادی می‌ماندند، شب‌ها پیش می‌رفتند و زمینی را حفظ می‌کردند که بعدها باید نقطه آغاز یک عملیات تعیین‌کننده می‌شد.

روایتی که به نسل‌های بعد سپرده شد

بیانات امام شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در یادمان شهدای شرق کارون، در ۶ فروردین ۱۳۹۳، بیش از سه دهه پس از آن روزها بیان شد.

اهمیت این روایت در جزئیات آن است.

تاریخ جنگ تنها مجموعه‌ای از نام عملیات‌ها، تاریخ‌ها و نقشه‌های نظامی نیست. بخشی از حقیقت جنگ را باید در تجربه کسانی جست‌وجو کرد که روزها در گرما در یک سنگر باقی ماندند تا شب بتوانند صد متر دیگر جلو بروند.

آن صد مترها در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا سرانجام یک جبهه تغییر کند.

و مقاومت‌های کوچک و پراکنده، به نیرویی تبدیل شد که یک سال بعد توانست نتیجه خود را در میدان نشان دهد.

شاید به همین دلیل تعبیر “پاداش” برای این روایت مناسب باشد؛ پاداشی که نه به یک فرد یا یک یگان، بلکه به تعبیر رهبر شهید انقلاب اسلامی، به ملت ایران هدیه شد.

شهید سرلشکر منصور ستاری نیز یکی از فرماندهان نسلی بود که تجربه همین سال‌های دشوار را پشت سر گذاشت و بخش مهمی از زندگی نظامی خود را در دفاع مقدس، پدافند هوایی و تقویت توان دفاعی کشور سپری کرد. او ۱۵ دی ۱۳۷۳ همراه جمعی از فرماندهان و همرزمانش در سانحه هوایی نزدیک فرودگاه اصفهان به شهادت رسید.

 

پربازدیدترین

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

یک گام جلوتر از دیگران

یک گام جلوتر...

اوج چگونه «اوج» گرفت؟

اوج چگونه «اوج»...

نبردی پس از جنگ

نبردی پس از...

مأموریت غیرممکنی که انجام شد

مأموریت غیرممکنی که...

فراتر از معیارها

فراتر از معیارها؛...

صمیمی چون ((منصور))

صمیمی چون «منصور»؛...

برچسب ها

محبوب ترین و پربازدیدترین مقالات و ناگفته ها

نظرات کاربران

نظرات ثبت شده از کاربران و علاقمندان به این محتوا…

نظرات کاربران

نام و نام خانوادگی