از محدودیت تا توانمندی؛ روایت نقش شهید ستاری در استواری نیروی هوایی در سالهای تحریم
در سالهای جنگ تحمیلی، محدودیتهای گسترده نظامی، تسلیحاتی و اقتصادی، ایران را در شرایط دشواری قرار داده بود. در همان سالها، تلاشها و نوآوریهایی شکل گرفت که هدف آنها حفظ توان دفاعی کشور در برابر فشارها و کمبودها بود؛ مسیری که شهید سرلشکر منصور ستاری، ابتدا بهعنوان یکی از افسران جوان و متخصص پدافند هوایی و سپس در جایگاه فرمانده نیروی هوایی، در آن نقش داشت.
نیروی هوایی در طول هشت سال جنگ تحمیلی با سه مسئله مهم عملیاتی و فنی روبهرو بود: چگونگی بهرهبرداری عملیاتی از تجهیزات موجود، تعمیر و نگهداری و سرپا نگه داشتن این تجهیزات و در نهایت، مقابله با محدودیت تأمین قطعات پرمصرف؛ محدودیتهایی که از تجهیزات راداری، موشکی و پدافندی تا قطعات مورد نیاز هواپیماهای جنگنده را دربر میگرفت.
خروج مستشاران آمریکایی نیز بر دشواری شرایط افزوده بود. همزمان با افزایش حملات هوایی دشمن و استفاده از تجهیزات پیشرفته شرقی و غربی، درخواستها برای دفاع از شهرها، مناطق مرزی و نقاط حساس افزایش مییافت و بار بیشتری بر دوش ساختار دفاع هوایی کشور قرار میگرفت.
میدان برای افسران جوان و متخصص
منصور ستاری از جمله افسران جوان و تحصیلکردهای بود که در چنین فضایی مسئولیتهای بیشتری برعهده گرفت. او با درجه سروانی و در آستانه درجه سرگردی، در دورهای فعالیت میکرد که تعدادی از افسران ارشد پدافند هوایی تعدیل یا بازنشسته شده بودند و میدان بیشتری برای فعالیت افسران جوان و متخصص فراهم شده بود.
بسیاری از همافران و درجهداران باسابقه نیروی هوایی، منصور ستاری را فردی کاردان و متخصص میشناختند. او از نخستین سالهای جنگ در متن حوادث قرار داشت و با مشکلات و راههای مقابله با چالشها و محدودیتهایی که هر روز بر تعدادشان افزوده میشد، آشنایی پیدا کرده بود.
این تجربهها در سالهای بعد و بهویژه در مقاطع دشوار جنگ اهمیت بیشتری یافت. ستاری در سالهای ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷، همزمان با اوج بمباران جنگندههای میگ-۲۵ و موشکباران شهرها، در متن این تحولات حضور داشت. تجربههای بهدستآمده در این سالها و پیش از آن، زمینهساز نوآوریهایی شد که در عملیات والفجر ۸ نیز به کار گرفته شد و ضربه سنگینی به نیروی هوایی دشمن وارد کرد.
توسعه در کنار قناعت
منصور ستاری برنامههای متعددی برای نیروی هوایی داشت، اما در عین حال از محدودیتهای مالی ناشی از جنگ آگاه بود. او در کنار نگاه بلند خود برای اعتلای نیروی هوایی و توسعه کشور، قناعت را نیز در رفتار و دیدگاه خود رعایت میکرد؛ روشی که از دوران نوجوانی آموخته و در زندگی خود به آن پایبند بود.
ترکیب همین قناعت و دقت با تجربه سالهای جنگ، از او فرماندهای ساخته بود که باید همزمان بازسازی، توسعه و تحول را دنبال میکرد و در عین حال، برنامههای خود را با محدودیتها و کاستیهای موجود سازگار میساخت.
خرید تجهیزات کارآمد
یکی از ضرورتهایی که در کوران جنگ و محدودیتهای آن فرصت کافی برای پرداختن به آن وجود نداشت، خرید تجهیزات جدید نظامی برای تقویت ساختار دفاعی کشور بود.
پس از پایان دفاع مقدس و با توجه به ادامه تحریمهای غرب، سفرهایی به شوروی، کره شمالی و چین انجام شد. شهید ستاری پدافند هوایی کشور را یکی از مهمترین اولویتهای دفاعی میدانست و خرید تجهیزاتی مانند رادار، موشکهای کوتاهبرد و سامانههای موشکی برد بلند را در دستور کار قرار داد.
در کنار خرید تجهیزات جدید که ورود آنها به ساختار دفاعی کشور نیازمند مطالعه و شناخت دقیق بود، تأمین تجهیزات مصرفی مورد نیاز سامانههای موجود نیز مورد توجه قرار گرفت؛ زیرا ادامه فعالیت این سامانهها به تأمین قطعات و پشتیبانی آنها وابسته بود.
بر همین اساس، مقدمات خرید تجهیزات جانبی از کشورهایی مانند کره شمالی، ژاپن و چین فراهم شد و نیروهای آشنا با شرایط جنگ برای آموزش و گذراندن دورههای تخصصی به این کشورها اعزام شدند. ستاری همچنین خرید هواپیماهای شکاری از روسیه و چین را در دستور کار قرار داد.
استقرار سامانه اس-۲۰۰
یکی از دستاوردهای این دوره، خرید، استقرار و راهاندازی سامانه موشکی اس-۲۰۰ بود که با نظارت و پیگیری شهید ستاری انجام شد. عملیاتی شدن این سامانه در شرایطی که ایران همچنان با محدودیتهای ناشی از تحریم روبهرو بود، بازتاب گستردهای داشت.
شهید ستاری محدودهای از دهانه فاو در خلیج فارس تا بندر گواتر در استان سیستان و بلوچستان را برای استقرار سایتهای موشکی اس-۲۰۰ مدنظر قرار داد و آمادهسازی سایتها برای استقرار این سامانهها آغاز شد.
مرحله بعد، آموزش نیروی انسانی در داخل کشور با کمک افرادی بود که برای فراگیری آموزشهای تخصصی به کشورهای سازنده تجهیزات دفاعی اعزام شده بودند.
همزمان، برنامهریزی برای ساخت قطعات اس-۲۰۰ نیز با بهرهگیری از تجربه بهدستآمده از سامانه پدافندی هاگ و رادارهای مورد استفاده در دوران جنگ آغاز شد.
تجربه جنگ به ستاری آموخته بود که خرید یک سامانه بهتنهایی برای حفظ توان دفاعی کافی نیست و کشور باید بتواند از کاربری تا تعمیر، نگهداری و ساخت قطعات مورد نیاز آن را در داخل انجام دهد؛ در غیر این صورت، کارآمدی سامانه در گذر زمان با مشکل روبهرو خواهد شد.
تجربه جنگ، مبنای بازسازی
تجهیزاتی که پیش از انقلاب خریداری شده و در دوران جنگ تحمیلی فراتر از ظرفیت معمول خود مورد استفاده قرار گرفته بودند، به بازسازی یا جایگزینی نیاز داشتند. از سوی دیگر، تحریمهای غرب و محدودیت در تأمین قطعات و پشتیبانی این تجهیزات، مشکلات موجود را تشدید کرده بود.
تیمسار ستاری برای مقابله با این شرایط دو مسیر را دنبال کرد. نخست، اورهال سامانههای پدافندی و موشکی موجود با استفاده از کارکنان مجرب و نیروهایی بود که تجربه سالهای جنگ را پشت سر گذاشته بودند. این فعالیت در سامانههای هاگ و راپیر و همچنین ساخت قطعات و تعمیر رادارهای اورلیکن، اسکایگارد و توپهای ۲۳ میلیمتری دنبال شد.
مسیر دوم، خرید تجهیزات جدید بود. از آنجا که امکان خرید تجهیزات از غرب وجود نداشت، ستاری شخصاً همراه گروهی به کشورهای چین، کره شمالی و روسیه سفر کرد. شناخت او از توانمندیهای نظامی این کشورها در نهایت به قرار گرفتن خرید سامانه روسی اس-۲۰۰ در دستور کار انجامید.
در نگاه شهید ستاری، عبور از محدودیت تنها با خرید تجهیزات امکانپذیر نبود. تجربه سالهای جنگ نشان داده بود که ماندگاری توان دفاعی به مجموعهای از اقدامات، از بهرهبرداری و آموزش نیروی انسانی تا تعمیر، نگهداری، اورهال و ساخت قطعات وابسته است؛ تجربهای که در برنامههای او برای بازسازی و توسعه نیروی هوایی پس از جنگ نیز ادامه یافت.
شهید سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳، همراه با جمعی از فرماندهان نیروی هوایی، بر اثر سانحه سقوط هواپیما به شهادت رسید.