“نبوغ” و “خرمشهر”؛ ابتکار شهید ستاری برای بازگرداندن سایت هاگ به میدان نبرد
در زندگی حرفهای شهید سرلشکر منصور ستاری، نمونههای متعددی از طرحها و ابتکارهایی دیده میشود که در شرایط دشوار جنگ به کار گرفته شدند. تسلط او بر حوزه رادار و پدافند هوایی و تواناییاش در یافتن راهحل برای مشکلات عملیاتی، بارها در میدان نبرد نمود پیدا کرد.
یکی از این نمونهها به عملیات “الی بیتالمقدس” و روزهای منتهی به آزادسازی خرمشهر بازمیگردد؛ زمانی که از کار افتادن سیستم خنککننده اتاق کنترل یک سایت موشکی هاگ، این سامانه را در حساسترین مقطع عملیات با مشکل روبهرو کرد و شهید ستاری با ابتکاری تازه، آن را دوباره به میدان بازگرداند.
از کنترل رادار تا پدافند هوایی
منصور ستاری در سال ۱۳۲۷ در یکی از روستاهای ورامین متولد شد. او پس از دریافت دیپلم متوسطه در سال ۱۳۴۶ وارد دانشکده افسری شد و با پایان دوره، به درجه ستوان دومی رسید.
در سال ۱۳۵۰ برای گذراندن دوره علمی کنترل رادار به آمریکا اعزام شد و پس از طی دورهای یکساله، در سال ۱۳۵۱ به ایران بازگشت و فعالیت خود را به عنوان افسر کنترل شکاری نیروی هوایی ادامه داد.
در سالهای بعد، طرحها و ابتکارهای متعددی در زمینه تجهیز سامانههای راداری و پدافندی ارائه و اجرا کرد؛ تجربه و دانشی که در سالهای جنگ تحمیلی نیز در مأموریتهای پدافند هوایی به کار گرفته شد.
یک سایت هاگ در ۲۳ کیلومتری آبادان
اردیبهشتماه ۱۳۶۱، همزمان با عملیات “الی بیتالمقدس”، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران یک آتشبار کامل موشکی هاگ را در ۲۳ کیلومتری آبادان و در مسیر جاده ماهشهر ـ آبادان مستقر کرده بود.
با آغاز عملیات، این سایت وارد مأموریت شد و نیروها و رزمندگان مستقر در منطقه را زیر پوشش دفاعی خود قرار داد.
چند ساعت از عملیات گذشته و نبرد به اوج خود رسیده بود که ناگهان سیستم خنککننده اتاق کنترل موشک از کار افتاد. متخصصان حاضر در سایت تلاش زیادی برای راهاندازی مجدد آن انجام دادند، اما موفق نشدند.
مشکل جدی بود. دستگاههای داخل اتاق کنترل هنگام فعالیت حرارت زیادی تولید میکردند و بدون سیستم خنککننده، ادامه کار میتوانست به سوختن تجهیزات منجر شود. در نتیجه، سایت در آن شرایط حساس عملاً غیرقابل استفاده شده بود.
ستاری خودش را به سایت رساند
منصور ستاری که در بخش دیگری از منطقه حضور داشت، پس از اطلاع از مشکل خود را به سایت رساند.
سرهنگ نعمتالله شعتی کریمی، در خاطرات خود، ماجرای آن روز و نخستین پرسش ستاری را چنین روایت کرده است:
“شهید ستاری از ما سؤال کرد، حداکثر چه مدت میتوانید اتاق کنترل موشک را به صورت فعال نگه دارید؟”
پاسخ نیروهای فنی روشن بود:
“با توجه به حرارت زیادی که دستگاهها تولید میکردند گفتیم: حداکثر ۵ تا ۶ دقیقه، بیش از این ممکن است دستگاهها بسوزند.”
ستاری مدتی فکر کرد و سپس به سمت آنتن رادار رفت. روی این دستگاه، اسکوپ یا صفحه نشاندهنده رادار قرار داشت که متخصص تعمیر دستگاه برای تنظیم آنتن رادار از آن استفاده میکرد.
پنج دقیقه برای درگیری
راهکاری که شهید ستاری ارائه کرد، بر استفاده از همین اسکوپ و روشن کردن اتاق کنترل تنها در لحظه مورد نیاز استوار بود.
شعتی کریمی میگوید:
“سپس ستاری در پشت اسکوپ قرار گرفت که فاصلهشان تا اتاق کنترل موشک حدود ۸۰ تا ۹۰ متر بود. ایشان در آنجا به محض دیدن هواپیما در اسکوپ رادار به شخصی که در کنارشان بود اطلاع میدادند، آن شخص نیز به ما علامت میداد و ما بلافاصله سیستم اتاق کنترل را برای چند دقیقه روشن میکردیم و هواپیما را در کنترل گرفته و مورد اصابت موشک قرار میدادیم.”
به این ترتیب، اتاق کنترل به جای آنکه به طور مداوم روشن بماند و در اثر افزایش حرارت آسیب ببیند، تنها برای همان چند دقیقهای فعال میشد که برای درگیری با هواپیمای دشمن ضرورت داشت.
سه هواپیمای دشمن در یکی دو ساعت
راهکار اجرا شد و سایت هاگ بار دیگر توانست وارد عملیات شود.
براساس روایت شعتی کریمی:
“با خلاقیت و ابتکاری که شهید ستاری از خود نشان داد توانستیم به همین طریق در ظرف یکی دو ساعت، سه فروند از هواپیماهای دشمن را که قصد حمله به لشکرهای منطقه را داشتند منهدم کنیم.”
خبر سرنگونی هواپیماهای دشمن، رزمندگان حاضر در منطقه را خوشحال کرد. تعدادی از آنان که از مشکل سایت اطلاع داشتند، تکبیرگویان وارد سایت شدند و در حالی که اشک شوق میریختند، نیروهای حاضر را در آغوش گرفتند و به آنان تبریک گفتند.
ذکاوت و سرعت عمل در میدان نبرد
این ماجرا در متن، نمونهای از دو ویژگی در فرماندهی شهید ستاری معرفی شده است: “ذکاوت و هوشیاری” و “سرعت عمل و عکسالعمل در اجرای ابتکارات”.
توانایی ذهنی، هوشیاری و آمادگی برای یافتن یک راهکار عملی، امکان تصمیمگیری در شرایطی را فراهم میکرد که ادامه فعالیت سایت با روش معمول ممکن نبود.
در کنار آن، سرعت در تصمیمگیری و اجرای راهکار نیز اهمیت داشت؛ زیرا در میدان نبرد، تأخیر در یافتن و اجرای راهحل میتوانست فرصت را در اختیار دشمن قرار دهد.
در ماجرای سایت هاگ عملیات الی بیتالمقدس، این دو ویژگی در کنار یکدیگر قرار گرفتند؛ مشکل شناسایی شد، راهکاری متناسب با امکانات موجود شکل گرفت و بدون از دست دادن زمان، به اجرا درآمد.
“اولین هدف من، خودکفایی نیروست“
این شیوه مواجهه با مشکلات، در سالهای بعد نیز در فعالیتهای شهید ستاری دیده میشد. یکی دیگر از نمونههای روایتشده، به هواپیماهای ترابری سی ـ ۱۳۰ و مشکل تأمین شاسی چرخ جلوی آنها مربوط است.
در دوران جنگ و در شرایط تحریم، این قطعات برای تعمیر و بازسازی به آلمان و انگلستان فرستاده میشدند و هزینه زیادی به نیروی هوایی تحمیل میکردند.
پس از آنکه شهید ستاری به فرماندهی نیروی هوایی ارتش رسید، از متخصصان فرماندهی لجستیکی خواست خودشان این شاسیها را بسازند.
او برای ایجاد باور در میان نیروهای متخصص گفت:
“اولین هدف من، خودکفایی نیروست و این مهم به دست توانای شما متخصصان امکانپذیر است. باید با توکل به خدا، دست به دست هم بدهیم و کار را شروع کنیم.”
شکستی که پایان کار نبود
کارکنان متخصص، با اطمینان از حمایت فرمانده نیروی هوایی، کار بازسازی را آغاز کردند و پس از مدتی نخستین شاسی ساخته و روی هواپیما نصب شد.
آزمایشهای متعددی انجام گرفت، اما در آخرین آزمایش، هنگامی که هواپیما با سرعت زیاد روی باند حرکت میکرد، شاسی تاب نیاورد و شکست. دماغه هواپیما با زمین برخورد کرد و خسارت دید.
ماهها تلاش کارکنان در یک لحظه با شکست روبهرو شده بود و نیروهایی که روی پروژه کار کرده بودند، ناراحت و ناامید شدند.
امیرعلی غلامی روایت کرده است که وقتی شهید ستاری از ماجرا باخبر شد، دستور داد کارکنان را جمع کنند. برخلاف آنچه نیروها انتظار داشتند، با رویی گشاده با آنان احوالپرسی کرد و به شوخی گفت:
“برای من تعریف کنید که چگونه توانستید آهن به این کلفتی را به صورت گرد ببرید. فکر نمیکنم کسی این هنر شما را داشته باشد!”
شاسی به شکلی تقریباً گرد شکسته بود و همین شوخی، فضای سنگین میان کارکنان را تغییر داد.
“ناموفق بودن کار در مرحله اول نباید شما را مأیوس کند“
پس از آن، شهید ستاری حرف اصلی خود را با نیروها در میان گذاشت:
“ناموفق بودن کار در مرحله اول نباید شما را مأیوس کند. کار را دنبال کنید و بگردید ببینید مشکلتان چه بوده؟”
او هنگام رفتن از کارکنان قدردانی کرد و به آنان پاداش داد.
نیروها بار دیگر کار را با انگیزه بیشتری ادامه دادند. شاسی تازهای ساخته و روی هواپیما نصب شد و این بار هواپیما با موفقیت پرواز کرد و به زمین نشست.
از سایت موشکی هاگ در روزهای عملیات الی بیتالمقدس تا تلاش برای ساخت شاسی هواپیمای سی ـ ۱۳۰، این روایت دو مقطع متفاوت از فعالیت شهید منصور ستاری را در کنار یکدیگر قرار میدهد؛ یکی در میدان نبرد و دیگری در مسیر خودکفایی نیروی هوایی. در هر دو، مسئلهای وجود داشت که راه معمول برای حل آن پاسخگو نبود و باید راه تازهای پیدا میشد.
امیر سرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دیماه ۱۳۷۳، پس از انجام مأموریت در اصفهان و هنگام بازگشت به تهران، در سانحه سقوط هواپیما به شهادت رسید.