یکی از همرزمان و همراهان سر لشکرشهید ستاری معتقد است این فرمانده در تمام دوران حضور و مسئولیتش باعث تحول و نوآوری شد. نوآوریهایی که تا هنوز ماندگار هستند.
سرتیپ خلبان حبیب بقایی، فرمانده پیشین نهاجا میگوید: شهید ستاری سال ۴۶ وارد دانشکده افسری شد، جوانی بسیار خوش تیپ و قشنگ بود. رشید و درس خوان بود و سال ۴۹ فارغ التحصیل و در تخصص رادار مشغول شد. کسانی که درسشان خوب بود میتوانستند در رادار کار کنند چون تصمیم گیریها آنی و حساس است خصوصاً در درگیری هوایی که میخواهند هواپیمای خودی و دشمن را روبرو کنند، دقت عمل بالایی میطلبد و ایشان از این تخصص برخوردار بود.
یکی از چیزهایی که از ایشان به یادگار مانده است ترجمه کتابهای خارجی است، نشان میدهد که از اول شخصیت خاصی داشت. از همان اول اهل علم و مطالعه بود و کتابهای خارجی را ترجمه میکرد.
سال ۶۱ بود و نیروی هوایی در ایستگاه حسینیه خوزستان یک کانکس داشت. یک روز ایشان و شهید بابایی با هم آمده بودند، آنجا یک وضویی گرفتند که عادی نبود انگار در بهشت بودند و سالهای بعد اتفاق شهادت برای این بزرگوار افتاد.
شهید ستاری یک شخصیت علمی بود آرام نداشت، هنر نقاشی داشت و به همه کارها علاقهمند بود، چون شهید ستاری اهل مطالعه بود، طبیعی است که شناخت عمیقی نسبت به نیروی هوایی داشته باشد. شهید ستاری دنبال این بود که هواپیما بسازد و یا برد موشکها را بیشتر کند و… که تمام خواستههای او الان الحمد لله انجام شده است.
در دوران دفاع مقدس با شهید بابایی پا به پای هم بودند، وقتی نیروی هوایی وارد هر عملیاتی میشد آفند و پدافندش با نیروی هوایی بود، سیستم پدافندی را شهید ستاری انجام میداد و آفندی را شهید بابایی انجام میداد. این دو بزرگوار از سال ۶۲ به بعد در صحنه بودند، از سال ۶۳ که قرارگاه رعد تشکیل شد و من هم در خدمت این بزرگواران بودم، این دو بزرگوار در کنار هم بودند و من هم خادم آنها بودم.
بعد از فرماندهی شهید ستاری در نیروی هوایی هماهنگی و انسجام بیشتر شد، خصوصاً در پدافند که تخصص خودشان بود و آقای غلامی هم عملاً کارهای پدافند را انجام میداد. شرایط به گونهای بود که همه یکی بودند، یک جمع محدود انسانها بودند در یک قالب مدیریت الهی در چندین جسم. شهید بابایی علاقه خاصی به شهید ستاری داشت. در کنار هم به طور مرتب و هماهنگیها… را در قرارگاه انجام میدادند شهید ستاری هم شهید بابایی را عباس خطاب میکرد، همیشه او را به نام کوچک صدا میکرد