نقش شهید یاسینی در اولین عملیات هوایی ایران در جنگ تحمیلی

سایه ˝انتقام˝ روی سر دشمن

وقتی عراق در 31 شهریور1359 با حمله هوایی به اهدافی در ایران، جنگ را آغاز کرد، هرگز تصور نمی کرد تنها چند ساعت بعد پاسخی کوبنده دریافت کند. شهیدی یاسینی یکی از خلبان های عملیات موسوم به انتقام بود که چون صاعقه ای بر سردشمن فرود آمد.

۱۳۹۸/۴/۲۵

«منصور» و روایتی تازه از توانستن

فرمانده آسمانی نیروی هوایی، از همان آغازین روزهای درخشان حضورش، فراتر از نادیده‌ها و ناپیداها را می‌نگریست و در دوران فعالیت مخلصانه‌اش برگ تازه‌ای از «توانستن» ورق زد و بر دفتر تاریخ به یادگار گذاشت.

۱۳۹۸/۴/۲۵

«ستاری» یعنی سعی تلاش استقامت و رادمردی

شاید کمتر کسی بداند که فکر تولید اولین خودروی ملی- ایرانی را یک نظامی ارتشی ارائه داده بود. شهید منصور ستاری فرمانده شهید نیروی هوایی نه تنها این ایده را ارائه داد که گام های عملی مهمی در جهت تولید آن برداشته بود.

۱۳۹۸/۴/۲۴

تا آخر ایستاده ایم

شهید منصور ستاری نمونه بارزی از یک ارتشی ولایتمدار بود که چون خود را وقف خدمت به اسلام و انقلاب کرد، زندگی اش رنگ خدایی گرفت. او از بازماندگان نسلی بود که آوینی در خصوص شان گفته است: ˝ما در جنگ انسان دیدیم ما یافتیم آن چرا که دیگران نیافتند˝.

۱۳۹۸/۴/۲۳

از غرش آذرخش تا طلوع قاهر و کوثر

زمانی که مستشاران آمریکایی با تکبر از اداره ارتش شاهنشاهی سخن می گفتند، کمتر کسی فکرش را می کرد که یک روز ایران اسلامی بتواند در ساخت پیشرفته ترین و پیچیده ترین تسلحیات نظامی که سرآمدشان هواپیمای جنگنده است، حرفی برای گفتن داشته باشد.

۱۳۹۸/۴/۲۳

«رمضان» سرآغازی بر تحول در نیروی هوایی

عملیات رمضان در گرماگرم چنین روزهایی در تابستان ۶۱ آغاز شد، این عملیات دستاوردها و تجربیاتی به ارمغان آورد که زمینه‌ساز تحولات بعدی در دفاع از آسمان کشور شد.

۱۳۹۸/۴/۲۳

دژ مستحکم اراده‌ها پیروز میدان محدودیت‌ها

غرب در دوران دفاع مقدس با حمایت‌های خود آتش بر آتش حملات دشمن علیه کشورمان می‌افزود اما خلاقیت‌ها و نوآوری فرماندهانی چون شهید ستاری دژی بود مستحکم در برابر هجمه محدودیت‌ها و توان متخاصمان که فزونی می‌یافت.

۱۳۹۸/۴/۲۲

ابتکار ماندگار شهید ستاری در عملیات کربلای1

شهید ستاری، خدماتی متفاوت و ماندگار را در طول دوران دفاع مقدس فعالیت‌هایی مبتکرانه صورت داد که اثرگذار هم بود. اما ابتکار شهید ستاری، که در عملیات آزادسازی مهران نقشی مهم ایفا کرد چه بود؟

۱۳۹۸/۴/۱۹

بهانه‌ای برای لغو دستور

شهید یاسینی در حالی که نگران به نظر می رسید، رو به من کرد و گفت: من در جریان بخشنامه ممنوعیت انتقال پرسنل به صورت تنبیهی نبودم، شخصی را به همدان منتقل کرده‌ام، فکر کنم در حال تسویه حساب است. می خواهم به طریقی از انتقال او جلوگیری کنید، ولی طوری عمل ک...

۱۳۹۸/۴/۱۷

قهرمان آسمان

فراموش نمی کنم که در این هنگام به اتفاق دوستان پدافندی به آسمان چشم می دوختیم و هر یک با خوشحالی به دیگری می گفت: نوع مانورش را می بینی؟ این حاج مصطفی است!

۱۳۹۸/۴/۱۵

به طراوت آسمان و به اقتدار کوه

شما کجا سراغ دارید هواپیمای سنگین تانکر، دو الی سه ساعت در خاک دشمن در آسمان غوطه ور باشد تا بتواند به موقع به هواپیماهای شکاری سوخت برساند تا پایگاه دشمن را در مرز اردن بمباران کند. اینها حماسه است. اینها بزرگترین فیلمهای سینمای تاریخ جهان است. چه س...

۱۳۹۸/۴/۱۰

سفارش قانونی

در نیمه های راه آهسته از او پرسیدم: «در نامه چی نوشتی؟» ابتدا ساکت ماند و چیزی نگفت. چند لحظه بعد، گفت: «می خواستی چی بنویسم؛ نوشتم طبق قانون در مورد نامبرده عمل شود!»

۱۳۹۸/۴/۹

کلام نافذ

کلامش آنچنان نافذ بود و ایمان و اخلاصش چنان تأثیری بر جمع گذاشت که به یکباره نشاط رزم بر دوستان حاکم شد و بار دیگر همچون گذشته پا در رکاب آن قهرمان خستگی ناپذیر نهادند و داوطلبانه برای اجرای وظیفه الهی خود که حفظ اسلام و مرزهای کشور بود، رهسپار شدند.

۱۳۹۸/۴/۴

دست یاری در بزنگاه

خرابی کولر و شدت گرما همه مان را کلافه کرده بود. یکباره زنگ منزل به صدا در آمد، سریع در را باز کردم. در عین ناباوری دیدم که جناب سرهنگ یاسینی پشت در ایستاده اند.

۱۳۹۸/۴/۲

مقاوم و استوار

منصور گفت: نباید خودمان را ببازیم. مقاوم باش پسر. با افتادن کاظمی مکث کرد. انگار کوهی از جا درآمده بود.

۱۳۹۸/۴/۱

از خانه تا دانشکده افسری

منصور دست به نرده ها گرفت و پله‌ها را یکی دوتا کرد. چند کلاغ روی درخت های کاج حاشیه پرسه می زد منصور خود را توی صف جا داد. افسر جوانی دست ها را از پشت به هم گره کرده و صاف و عصا قورت داده ایستاد روبروشان و توضیح داد که باید بروند انبار و وسایل شخصی ش...

۱۳۹۸/۳/۲۷

مأموریتی عجیب

در همین فاصله ای که در اتاق منتظر بودم شهید اردستانی به خاک دشمن رفته و عملیاتی را به سرانجام رسانده بود. من که تازه متوجه قضیه شده بودم، به شوخی گفتم: خوب شد با یک تیر دو نشان زدی. هم از مهمانت پذیرایی کردی و هم مأموریت جنگی انجام دادی.

۱۳۹۸/۳/۲۶

ترس از سلطه غرور

شهید یاسینی به من نگاهی کرد و گفت: از دست من ناراحت نباش، برادرم برای هدفش شهید شده و اجرش نزد خدا محفوظ است، اگر این لوح را اینجا قرار بدهم، می ترسم غرورش مرا بگیرد.

۱۳۹۸/۳/۲۵

خلأ بزرگ در نیروی هوایی

با شهادت تیمسار ستاری، نیروی هوایی فرماندهی لایق را از دست داد و با شهادت اردستانی، یکی از دوستان قدیمی و خوب خودم را از دست دادم و بسیار غمگین شدم.

۱۳۹۸/۳/۲۲

انتخابی دیگر

شهید یاسینی از همان روزها راه خود را یافت و دست به انتخاب بزرگی زده بود و آن بستن پیمان ناگسستنی با امام (ره) و انقلاب اسلامی بود که پس از آن و به‌ویژه در دوران جنگ تحمیلی در وفای به این عهد، سر از پا نمی‌شناخت و لحظه‌ای برای تحقق آرمان‌های مقدس امام...

۱۳۹۸/۳/۲۱

پرواز بر فراز ناو آمریکایی

به محض این‌که وارد ایران شدیم، شهید ستاری طبق هماهنگی قبلی روی رادیو گفت: «یک سال درجه هر دو نفرتان را می گیرم تا دفعه بعد به دستور عمل کنید.» چند دقیقه بعد هردو فروند در امیدیه به سلامت به زمین نشستیم. اما یک ساعت بعد جناب ستاری به امیدیه آمد و خیلی...

۱۳۹۸/۳/۱۹

رد پررنگ حضور پدر

حاج حسن ستاری تا زنده بود در خدمت همین مردم بود. برای شخم زدن زمین‌ها، 30 رأس گوساله خرید و به روستا آورد. آن‌ها را پرورش داد و در اختیار مردم گذاشت تا زمین‌هایشان را آباد کنند. دست‌هایش همیشه پر از تاول بود.

۱۳۹۸/۳/۱۸

غیر ممکن‌ها را ممکن می‌کرد

شهید اردستانی با ایمان، شهامت و جسارتی که در وجودش نهفته بود، سخت‌ترین مأموریت‌ها را با آغوش باز می‌پذیرفت و به این روش، به سایرین نیز جرأت و جسارت می‌داد. شهید اردستانی کسی بود که با اراده، غیرممکن‌ها را ممکن می‌کرد.

۱۳۹۸/۳/۱۳

آتش در بندر بصره

بلافاصله خلبان کابین عقب را صدا زدم و گفتم: من گردش میکنم، شما روی آن کشتی قفل کن. پس از گردش هواپیما، خلبان کابین عقب روی هدف قفل کرد و در چشم به هم زدنی، موشک را شلیک کرد، دوباره گردشی کردم و دومین موشک را نیز رها کرد. آن‌جا را به جهنمی از آتش تبدی...

۱۳۹۸/۳/۱۱

موفقیت چشمگیر

شهید خلعتبری اطمینان داد طوری ناوچه را بزند که کشتی تجاری صدمه ای نبیند. سپس با یک فروند موشک «ماوریک» چنان به دماغه ناوچه زد که چندین متر آن را از کشتی تجاری جدا کرد و به قعر آب فرستاد.

۱۳۹۸/۳/۸

همراهی لحظه به لحظه

ناو هواپیمابر آمریکا در دهانه ماهشهر ایستاده بود و با موشک کروز عراق را هدف قرار می داد. مسیر این موشک ها دقیقا از روی خاک ما می‌گذشت. شهید ستاری با این‌که فرمانده نیرو بود به رادار ماهشهر رفته بود و مثل یک نظامی عادی در آنجا فعالیت می‌کرد.

۱۳۹۸/۳/۷

به دنبال گمشده

«شهید اردستانی همواره پیش از آغاز عملیات هوایی، به صورت زمینی در منطقه حضور می‌یافت و با دقت و اشراف کامل منطقه را بررسی می‌کرد. نمی‌دانم چه صفتی برای ایشان بیابم که در برگیرنده تمام زوایای شخصیتی اش باشد. مردی نستوه، دلسوز، شجاع و متعهد بود.»

۱۳۹۸/۳/۳

رد انقلاب در دل و جان منصور

منصور، به یاد مجروحانی که اگر زنده باشند نیاز به کمک دارند، افتاد. پا به دو گذاشت. پاهایش بر زمین گلی، سنگین حرکت می کرد و به زحمت گام برمی داشت. شلوارش سراپاگلی شده بود و کتانی‌هایش هم.

۱۳۹۸/۲/۳۱

همراهی فرمانده در شهادت پدر

پدرم وقتی صدای هواپیما را می شنود، بچه های برادرم را به داخل اتاق پرت می کند، اما ترکش های بمب به پاها و بدن پدرم اصابت و رگ پایش را قطع می‌کند. در آن وضعیت، با توجه به ازدحام مجروحان، پیدا کردن دکتر و درمانگاه خیلی دشوار بوده و تا ایشان را به دکتر ب...

۱۳۹۸/۲/۳۰

مجروحیت مانع پرواز او نبود

شهید یاسینی گرچه جانباز ۵۵ درصد بود و به دلیل رنج فراوانی که از کمردرد می‌برد می توانست از پروازهای جنگی امتناع ورزد، ولی عاشقانه به پرواز در می‌آمد و هیچ گاه مجروحیتش مانع پرواز او نشد

۱۳۹۸/۲/۲۹