۱۲ فروند هواپیمای دشمن را فراری دادیم


جناب یاسینی گفت: نگفتم هواپیماهای عراقی از ترس فرار می کنند. البته این امر بر می گردد به اراده خداوند که افعال انسان هم از آن ناشی می شود. ما فقط باید به خدا اتکا داشته باشیم.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی شهید ستاری، سرهنگ خلبان محمد نعمتی از همسنگران شهید سید علیرضا یاسینی است. او که فرازو نشیب‌های زیادی را در رکاب این شهید والامقام بوده خاطره‌ای بیان می‌کند که خواندنی است:

«اواخر سال ۱۳۶۳ مأموریتی به ما محول شد. من به عنوان کابین عقب جناب یاسینی بودم و مسئولیتم دادن سمت و ارتفاع و موقعیت هواپیمای مهاجم دشمن به خلبان کابین جلو بود.

در این ماموریت با یک فروند هواپیمای «اف- ۴» برای فراری دادن و یا مقابله با حمله احتمالی هواپیماهای دشمن در فضای کشورمان مشغول گشت زنی بودیم. از پایگاه همدان به پرواز در آمده بودیم و در محورهای جنوب غربی با سرعت ۴۰۰ نات در حال پرواز بودیم که از طریق رادار زمینی اعلام شد:

- از رادار به گشت شماره یک! از رادار به گشت شماره یک! - رادار به گوشم.

- گشت شماره یک تعداد ۱۲ فروند هواپیمای دشمن به سمت شهر کرمانشاه در حال پرواز هستند. احتما" هدفشان شهر و پالایشگاه کرمانشاه است.

- رادار! سمت، ارتفاع و سرعتشان را به ما بده! تا بریم به طرفشان.

- بهتر است شما برگردید! چون هواپیماهای دشمن ۱۲ فروند هستند و کاری از شما ساخته نیست.

- شما فقط موقعیتشان را دقیق به ما بده!  حرفش با رادار تمام نشده بود که من برگشتم و گفتم:

- جناب سرگرد! ما که تک فروندی هستیم و کاری از دستمان بر نمی آید، در معادلات جنگ هوایی هم نمی گنجد با یک فروند هواپیما به جنگ ۱۲ فروند بروی؟!

در جوابم گفت: به آن‌ها که نمی دانند ما تک فروندی هستیم، این را خودمان می دانیم. اگر متوجه بشوند که به طرفشان می رویم احتمالا از ترس فرار می کنند.

سمت پروازی را تغییر داده و به سوی هواپیماهای دشمن که رادار اعلام کرده بود سمت گرفتیم. با سرعت به پیش می تاختیم که رادار دوباره اعلام کرد:

- چهار فروند از آنها در ۵۰ مایلی شما در حال نزدیک شدن به شهر هستند.

ما به پیش می رفتیم و رادار لحظه به لحظه موقعیت هواپیماهای دشمن را اعلام می کرد که جناب یاسینی گفت:  روی آنها قفل نکن! چون اگر ما یکی از آنها را مورد هدف قرار بدهیم، احتمال هدف قرار گرفتن خودمان توسط سایر هواپیماها می رود، علاوه بر آن بقیه هواپیماها براحتی می روند هدف را می زنند که زیان آن بیشتر از ساقط کردن یک هواپیمای دشمن است.

- اطاعت می شود.

در حالی که به سمت هواپیماهای دشمن به پیش می رفتیم، تے شعله به لحظه با رادار تماس می گرفتیم و موقعیت تازه شان را جویا می شدیم که از طریق رادار اعلام شد:

- آنها تغییر مسیر داده و در حال فرار به سمت خاک خودشان هستند.

بعد از فراری دادن آنها، سوخت هواپیمای ما به حداقل رسیده بود و برای ادامه مسیر حتما نیاز به سوخت داشتیم. با هواپیمای تانکر تماس گرفتیم تا موقعیت خود را دقیقا به ما بدهد تا برویم و سوخت بگیریم. در حالی که به نشان دهنده سوخت خیره شده بودیم و کاهش اعداد شمارشگر را با نفس حبس شده در سینه نگاه می کردیم، در دل خدا خدا می کردیم تا بتوانیم خود را به هواپیمای تانکر برسانیم که صدایی به گوشمان رسید و گفت:

- در ۲۰ مایلی شما هستم، آماده دادن سوخت به هواپیمای شما.

با شنیدن این حرف برق شادی در چشمانم موج زد و نفس عمیقی کشیدم. ما به هواپیما رسیده، سوخت گرفتیم و دوباره به گشت زنی ادامه دادیم. در حالی که هواپیمایمان غرش کنان از بالای دره ها و دشتها میگذشت جناب یاسینی گفت: نگفتم هواپیماهای عراقی از ترس فرار می کنند. البته این امر بر می گردد به اراده خداوند که افعال انسان هم از آن ناشی می شود. ما فقط باید به خدا اتکا داشته باشیم.

- جناب سرگرد! حق با شماست.

- در این جنگ، ما با محاسبات ریاضی کار نداریم. اصلا با عقل هم جور در نمی آید که یک فروند هواپیما بتواند ۱۲ فروند از هواپیماهای دشمن را فراری بدهد.»