آرشیو خبرزندگینامه کد مطلب: 668     

یادگار ماندگار دوران

واپسین روزهای تیرماه، یادآور آسمانی شدن یکی از تیزپروازان دوران کشور است. خلبانی که با بیش‌ترین میزان پرواز با جنگنده فانتوم، یادگارهای ماندگاری را در حافظه تاریخ کشورش به ثبت رساند.
۱۳۹۹ پنج شنبه ۳۰ مرداد ساعت 10:23

 خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در دوران دفاع مقدس نقشی اثرمند و ماندگار در دفاع از کشور داشتند. امیر سرتیپ خلبان شهید عباس دوران، از آغازین روزهای حمله عراق به ایران تا شهادت‌اش در آخرین روز تیرماه 1361، کارهای کارستانی انجام داد. شهادتش نیز با یک اقدام تحول‌آفرین و ماندگار همراه بود.

 

عملیات ۱۴۰ فروندی و انهدام تجهیزات و تاسیسات نیروی هوایی عراق، عکس‌برداری هوایی از مناطق دشمن، بمباران پایگاه هوایی کرکوک، عملیات قطع صدور نفت عراق، انهدام بندرها و تاسیسات عراق، پشتیبانی از عملیات مروارید، حمله به پایگاه هوایی الولید یا اچ-3، تنها بخشی از یادگارهای ماندگار عباس دوران برای کشور است. دوران بین همه خلبانان به شجاعت معروف بود. ترس و هراس در وجود او راه نداشت . سخت ترین ماموریت ها می‌پذیرفت.

 

روز موعود

 

عراق پیش از اغاز جنگ میزبانی اجلاس سران غیر متعهدها را گرفته بود و تجهیزاتی که دشمنان غربی و شرقی ایران در اختیار نیروی هوایی این کشور گذاشته بودند، خیال خام امن بودن بغداد را در سر عراق پرورانده بود. او خلبانان ایرانی را ترسو خوانده و گفته بودهیچ خلبان ایرانی جرئت نزدیک شدن به آسمان بغداد برای برهم زدن اجلاس را ندارد. برای عباس و همسنگرانش، این طعنه پوچ غیر قابل تحمل بود.

 

صدام درباره همان‌هایی این گونه سخن به گزاف می‌گفت که در عملیات 140 فروندی، حمله به پایگاه الولید و عملیات مروارید‌، ضربه‌ای سخت و التیام‌نیافتنی به عراق وارد ساخته بودند. حرف‌های او هم از روی کین و همراه با نوعی نگرانی و ترس بود. ترسی که عباس دوران در آخرین مأموریتش، با جان‌فشانی‌اش این ترس از تیزپروازان ایرانی را برای همیشه بر تن حزب بعث عراق و هم پالگی‌هایش نشاند.

دستور ابلاغ شد: خلبان عباس دوران برای جلوگیری از تشکیل کنفرانس سران غیرمتعهدها در تاریخ بیستم تیر سال ۱۳۶۱ مأموریت یافت تا پایتخت عراق را ناامن کند. عملیات رمضان در جریان بود و سرهنگ منصور ستاری، در پدافند هوایی در سنگر دیگری مشغول دفاع از آسمان کشور بودند.


ستاری و همراهانش در ارتفاعات مشرعات اهواز، رادارهایی را که توسط عراق منهدم شده بود، با ابتکار منصور ستاری با رادار موبایلی جایگزین کرده و نور را دوباره به چشم پدافندی‌ها بازگرداندند. پیش از این‌که عملیات اعلام شود عباس دوران به پایگاه امیدیه اهواز رفته بود و قرار بود در صورتی كه در عملیات رمضان نیاز شد، پرواز کند. در همین قرارگاه عملیاتی بود که دیداری با منصور ستاری و دیگر یاران تازه کرد و موضوع عملیاتی برای آخرین روزهای تیرماه طرح شد.


۳۰ تیر ۱۳۶۱ عباس دوران و 5 خلبان نیروی هوایی با سه فروند هواپیمای جنگنده برای این عملیات آماده شدند. منصور ستاری در پدافند هوایی و دیگر یاران، برای عباس و دیگر هم‌پروازانش آرزوی توفیق و سلامتی کردند. هماهنگی‌ها انجام شد و خلبانان، به سوی آسمان عراق پرواز کردند. 3 فروند فانتوم ایرانی تا دندان مسلح، تا مرز پرواز می‌کنند و تنها دو فروند از مرز می‌گذرند و سایه‌شان بر عراق گسترده می‌شود. پدافند عراقی‌ها سراسیمه و بهت‌زده دست و پایش را گم می‌کند.


آتش تیربارها به سوی هواپیمای عباس دوران و خلبان همراهش سرتیپ منصور كاظمیان روانه می‌شود. فانتوم سوم در مرز منتظر می‌ماند تا در صورت نیاز به این دو بپیوندد.


بمباران پالایشگاه «الدوره» بغداد، نیروگاه اتمی بغداد و پایگاه الرشید یا ساختمان هتل اجلاس عدم تعهد هدف‌هایی بود که پیش از آغاز عملیات، با حضور فرماندهان و تصمیم‌گیران به تصویب رسیده بود. هواپیماها در حدود ۳۰ کیلومتری شهر بغداد با ۳ دیوار آتش در مقابل خود مواجه می‌شوند. پس از عبور از دیوارهای آتشین دشمن چند گلوله به یکی از هواپیماها برخورد می‌کند. با اصابت این گلوله‌ها، موتور سمت راست هواپیمای دوران از کار می‌افتد اما او مصمم و بدون تردید، کارش را ادامه می‌دهد.

«سند شهادت امیر سرتیپ عباس دوران»

 

امیر سرتیپ منصور كاظمیان همرزم شهید سرلشكر عباس دوران خلبان دوم و سرنشین هواپیمای عباس دوران درباره آن عملیات می‌گوید: «ما به سمت بغداد پرواز كردیم . تقریبا 15 كیلومتری بغداد بودیم كه با دیوار آتش پدافند دشمن روبرو شدیم و در همین فاصله چند گلوله به هواپیمای ما برخورد كرد.»


این خلبان پیشکسوت نهاجا از مکالمه‌های آخرینش با عباس دوران این‌طور می‌گوید: «وقتی این گلوله ها به هواپیمای ما اصابت كرد عباس دوران به من گفت چراغ موتور سمت راست روشن شده و ظاهرا موتور از كار افتاده است.


کاظمیان ادامه می‌دهد: من به عباس گفتم چاره‌ای نیست و باید به عملیات ادامه دهیم. زیرا در آن شرایط اگر باز می‌گشتیم دوباره در دیوار آتش دشمن قرار می‌گرفتیم بنابراین به سمت جنوب شرقی شهر بغداد كه پالایشگاه الدوره مستقر بود ادامه مسیر دادیم و با این‌كه پدافند دشمن بسیار قوی بود تمام بمب‌ها را روی این پالایشگاه تخلیه كردیم. پس از تخلیه بمبها به مسیری ادامه دادیم كه دقیقا به سمت همان هتلی ختم می‌شد كه قرار بود كنفرانس غیرمتعهدها در آن‌جا برگزار شود.»

آتش بی امان بر روی هواپیمای عباس دوران روانه می‌شد. مکالمه‌های میان دوران و کابین دو قطع نمی‌شد همچون شکلی تیربارها.

کاظمیان آن لحظات را این‌گونه توصیف می‌کند: زمانی كه بمب‌ها را روی پالایشگاه الدوره می ریختیم آتش بی امان و شدید دشمن قطع نمی‌شد و در همان موقع بود كه هواپیما مورد اصابت چند گلوله دیگر قرار گرفت و قسمت عقب آن به طور كلی از بین رفت. وقتی به پشت سر نگاه كردم پالایشگاه را دیدم كه در آتش می سوخت و یك لحظه هم دیدم كه قسمت دم هواپیما تا وسط كابین از بین رفته و در آتش می‌سوزد.

 

عباس دوران آخرین وداع را با یارانش آن سوی خطوط و خلبان همراهش انجام می‌دهد طوری که دیگر حتی فرصت نمی‌شود کاظمیان به عباس دوران درباره آتش‌سوزی عقب هواپیما بگوید و صندلی خلبان دوم به بیرون پرت شد.


این خلبان پیشکسوت با بیان این‌که پیش از این‌كه بخواهم به عباس دوران بگویم كه قسمت هواپیما از بین رفته، صندلی به بیرون پرت شده بود، می‌گوید: حال یا عباس دوران این كار را كرده بود (چون چند لحظه قبل از آن به شدت اصرار داشت كه هواپیما را ترك كنم) یا آتشی كه در قسمت وسط كابین بود باعث این قضیه شده بود. در هر صورت من چشمانم سیاه شد و دیگر هیچ ندیدم؛ وقتی به هوش آمدم در وزارت دفاع عراق اسیر شده بودم.


کاظمیان، بی تاب و بی‌خبر از هم‌پروازش در اسارت به سر می‌بر تا این‌که پس  از دو ماه یك سرباز عراقی كه نگهبان وزارت دفاع عراق بود می‌گوید: من هواپیمای شما را دیدم كه آتش گرفته بود یك چتر باز شد و بعد از چند ثانیه هواپیما به هتل محل برگزاری كنفرانس غیرمتعهدها برخورد كرد. این هم‌پرواز عباس دوران متوجه می‌شود عباس صندلی خودش را به بیرون پرت نكرده و پس از برخورد هواپیما با ساختمان هتل به شهادت رسیده است.

 

 عقاب بال سوخته نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران قهرمان دلیر مردم ایران افتخاری دیگر نصیب نیروی هوایی و كشورش می كند و با این حركت شجاعانه سران كشورها به این نتیجه می رسند كه آسمان بغداد به هیچ وجه امن نیست و تصمیم می گیرند كه اجلاس در دهلی نو انجام پذیرد.

 

آتشی که عباس دوران در هتل محل برگزاری هفتمین دوره اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها برافروخت و این ساختمان را در هم کوبید، مانع از برگزاری این اجلاس در کشور عراق شد. عملیات بغداد اثرمند افتاد و سازمان وحدت آفریقا نیز اعلام کرد که بغداد محل مناسبی برای گردهمایی غیرمتعهدها نیست پس از آن کوبا هم اعلام کرد کنفرانس سران در بغداد تشکیل نخواهد شد. پیشنهاد عراق برای میزبانی کنفرانس وزیران خارجه هم که قرار بود قبل از اجلاس سران برگزار شود، مورد استقبال قرار نگرفت.

 

بیست سال بعد در سال ۱۳۸۱ تکه‌ای از استخوان پا به ایران بازگشت که در ۱۰ مرداد ۱۳۸۱ خانواده وی آن را طی مراسمی رسمی با حضور مسئولان کشوری و لشکری، خانواده و بستگان در شیراز به خاک سپردند. نام و یاد شهیدانی چون عباس دوران و منصور ستاری تا همیشه تاریخ بر پیشانی ایران درخشان و ماندگار خواهد بود.

 

گزارش از پایگاه اطلاع رسانی شهید ستاری

 

پایان پیام/




نظر شما

نام :  
پست الکترونیکی :  
نظر شما :  
کد امنیتی: