آرشیو خبرزندگینامه کد مطلب: 595     

ستاری یک متخصص بود

شهر آبدانان در استان ایلام، جایی بود که کارش را آغاز کرد. چند سالی را تا زمان آغاز انقلاب اسلامی به عنوان فرمانده ایستگاه پدافند هوایی در این منطقه فعال بود. پس از انقلاب قرار شد واحدهای نظامی به صورت شورایی اداره شوند و او به عنوان رییس شورا انتخاب شد.
۱۳۹۸ يکشنبه ۱۰ آذر ساعت 10:47

تا اینکه در 31 شهریور ماه 59 با 192 فروند هواپیما عراق به ایران و آغاز جنگ، به عنوان نماینده فرمانده ارتباط الکترونیک نیروی هوایی از سال 59 در مناطق جنگی به خدمت‌رسانی مشغول بود. این فرماندهی مستقل، هم ردیف فرماندهی پدافند یا فرماندهی لجستیک نیروی هوایی به عنوان بازوی اجرایی فرماندهی نیروی هوایی در مناطق عملیاتی عمل می‌کرد. از نظر برقراری ارتباطات، جمع آوری و تحلیل اطلاعات، اعمال فرماندهی و کنترل کارهای زیادی انجام شد.

روزهای پر تلاطم دفاع مقدس و معاونت ارتباطات الکترونیک، زمینه آشنایی او را با فردی ایجاد کرد که از همه لحاظ نه تنها در تخصص راداری و پدافندی‌اش، که در الکترونیک و ارتباطات نیز متخصص بود. همین‌جا بود که سرتیپ علیرضا جوادنیا، شهید منصور ستاری را با چشم دل می‌شناسد. از آن روزها گفتنی‌های زیادی دارد. گفتنی‌هایی‌که بخشی از آن در این گفت‌وگو می‌خوانیم:

 

* شما از چه نقطه‌ای شهید ستاری را شناختید؟

با آغاز دفاع مقدس، امیر سرتیپ فکوری فرماندهی نیروی هوایی را عهده‌دار شد. در زمان آغاز جنگ شهید ستاری با درجه سرگردی، معاونت عملیات پدافند هوایی را بر عهده داشت. ایشان نماینده تام‌الاختیار فرمانده ارتباط در منطقه شدند تا از این طریق گسترش پدافند هوایی و تغییرات خلاقانه را کلید بخورد.

تخصص اصلی شهید ستاری، الکترونیک بود و این حوزه را بسیار درست درک می کرد. چون از نظر تخصص هم‌زبان بودیم، تعامل و ارتباطمان هم کم نبود. افتخار همراهی با شهید بابایی و شهید ستاری از نزدیک را داشتم. شهید بابایی به عنوان نماینده نهاجا، شهید ستاری به عنوان نماینده پدافند هوایی و من نیز به عنوان نماینده ارتباط الکترونیک نیروی هوایی در مناطق به دنبال رفع مشکلات بودیم. آغاز تعامل و همراهی من با شهید ستاری از این‌جا بود.

* اشاره کردید که شهید ستاری در حوزه الکترونیک تخصص داشت. در این حوزه چه کارهایی را شاهد بودید شهید ستاری به سرانجام برساند یا آغازکننده راه باشد؟

شهید ستاری اقدامات بزرگی انجام داد و سازمان یافته عمل کرد. یکی از ضعف های ما در عملیات این بود  که فناوری تشخیص هواپیماهای خودی را در اختیار نداشتیم، در حالی‌که دنیا و حتی دشمن از این فناوری استفاده می کرد؛ بسیاری از نیروهای خودی  با هواپیماها آشنایی نداشتند. بزرگ‌ترین نقطه ضعف ایران در جنگ نیز همین مسئله بود. زیرا نبود فناوری قدرت تشخیص هواپیمای خودی را گرفته بود اما اگر به فناوری سی 4 آی مجهز بودیم دیگر این مشکل وجود نداشت و سامانه های زمین به هوا، موشکی و راداری سریع هواپیماهای دشمن را از خودی تشخیص می دادند.

شهید ستاری معتقد بود برای رسیدن به موفقیت باید به سامانه فرماندهی و کنتذل سی 4 آی مجهز باشیم. بنابراین پس از پایان جنگ، شهید ستاری که علاوه بر آشنایی پدافند، تسلط بسیاری بر جنگ الکترونیک داشت و تجربه‌های ارزشمندی هم در بحث طراحی، معماری در توشه داشت، پیاده سازی سی 4 آی را با کمک شهید عدالت نژاد خامنه کلید زدند او تمام بخش های مختلف همچون هواشناسی، کامپیوتر، ارتباطات، الکترونیک و امنیت را به صورت یک مجموعه در آورد و مجموعه فرماندهی ارتباط منحل شد و به معاونت فناوری ارتباطات و اطلاعات ارتقاء یافت.


* شهید ستاری پدافندی بود و شما ارتباطات الکترونیک، در کدام عملیات نقش شهید ستاری را پررنگ دیدید؟

در عملیات غرورآفرین والفجر8،  با ابتکار شهید ستاری نمی‌توانستیم از رادار هاگ استفاده کنیم یعنی اتاق فرمان ما در منطقه، کور عمل می کرد. اتاق فرمان سامانه موشکی زمین به هوای ایران نمی توانست رادار پی آر خود را روشن کند. در آن زمان شهید ستاری در بندر امام مستقر بود و از طریق کانال های ارتباطی که در آبادان و شوشتر گسترش یافته بود گرا می داد. شهید ستاری پیشنهاد داد که رادارها را اصلا روشن نکنیم و طرحی خلاقانه ارائه دادند که رادارها با سامانه های موشکی فاصله داشته باشند.

سامانه های موشکی هاگ ایران محدود و مجهز به رادار پی‌آر، لانچر موشک و اتاق فرمان بود. به محض اینکه این سایت روشن می شد بلافاصله موشک ضد رادار می آمد و این سامانه را منهدم می کرد پس ایران نمی توانست هیچ هواپیمایی را نابود کند. بنابراین شهید ستاری طرح را مطرح کرد که رادارها را خاموش کنیم یا به محض اینکه فاشا اطلاع می داد هواپیمای دشمن رویت شده برای یک لحظه رادار روشن می شد و سریع خاموش می شد. بنابراین با استفاده از اطلاعات رادارهای دور دست همچون رادار بندر امام یا اهواز و بهبهان اطلاعات را جمع آوری و تجزیه و تحلیل می کردیم. نتیجه به اتاق فرمان موشک هاگ منتقل می شد تا با استفاده از این اطلاعات شلیک موشک انجام شود و به هدف اصابت می کرد. تمام این اقدامات ابتکارات شهید ستاری بود که بعدها طرح دیگری را عنوان کرد تا با زیاد کردن فاصله رادارها آنها را روشن نگاه داریم و با فاصله زمانی اطلاعات را به سامانه موشکی منتقل کند.

 

* ایده این کار با خود شهید ستاری بود؟

می‌دانید که مجموعه سامانه هاگ باید با هم کار کند یعنی رادار مختصات دقیق را مشخص کند و به اتاق فرمان بدهد تا موشک درست به هدف اصابت کند اما زمانی که رادار نباشد این سامانه عملا غیر فعال است. حال ما باید این اطلاعات را از رادارهای دیگر دریافت می کردیم و برای اینکه دشمن این رادارها را شناسایی نکند باید با فاصله از یکدیگر قرار می گرفتند. این طرح را شهید ستاری مطرح کرد.

ایشان چون به الکترونیک تسلط کامل داشت از فاشا هم استفاده‌های زیادی و درستی کرد. به من می‌گفت رادارها با فاشا باید در ارتباط مستقیم باشد تا به محض اینکه فاشا اطلاعاتی را رویت و شنود کرد به رادار منتقل کند. چون ایران کشوری کوهستانی است نقاط کور زیادی دارد و نمی توانستیم از نظر راداری تمام مرزها را پوشش دهیم. در این زمینه نیز شهید ستاری به همراه شهید بابایی بحث دیده بانی را آغاز کردند. جلسه ای در نقطه‌ای به نام نیوسایت برگزار شد و بحث دیده بان مطرح شد تا در نقاط کور راداری دیده بان قرار گیرد که خیلی خوب هم جواب داد. افرادی آموزش داده شدند تا انجام ماموریت دیده بانی را انجام دهند. نقاط کور راداری با این ابتکار  پوشش داده شد.

همراهی با شهید ستاری بسیار برای من مفید بود و مطالب بسیاری از این شهید آموختم و از افتخارات من هم رزم بودن با شهیدان ستاری و بابایی است و توفیقی از سوی خدا برای من بود.

 




نظر شما

نام :  
پست الکترونیکی :  
نظر شما :  
کد امنیتی: