آرشیو خبرزندگینامه کد مطلب: 581     
کتاب‌گاه

کتاب برایم مهم‌تر است

منصور گفت: می‌خوام یه کتاب زبان بخرم و به روسری خوب برای آبجی فخری. روزی که بابا داشت میرفت تهرون به فخری قول روسری داده بود که اون تصادف لعنتی بهش مهلت نداد.
۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر ساعت 10:40

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی شهید ستاری، «گل و گشت توی شهر و وسط بازار مولوی برای منصور تازگی داشت. خیلی دوست داشت برای یک بار هم که شده با پدر بیاید و یک دل سیر بازار تهران را بگردد، اما عمر حاج حسن اجازه نداده بود منصور به آرزویش برسد و حالا او با برادر بزرگش مغازه ها را برانداز می کرد. جنس های جورواجور، خوراکی های رنگارنگ و حتی سرو وضع كاسب‌ها را.

وسط این همه تازگی هم مدام غر میزد و حرفش را تكرار می کرد و ناصر را کلافه تر.

- ناصر تو رو خدا یه کم از پولا رو به خودم بده.

ناصر دلخور از اصرارهای او ابرو بالا کشید و چشم هایش را درشت کرد و گفت: «چرا نمی فهمی؟! پولا برای خرید کفش و لباسه. نمیشه که! مادر گفته از هر چیزی جنس خوبش رو برات بخرم. به خصوص با این راه زیادی که تا مدرسه می ری یه کفش چرم خوب واجبته و کفش چرمی هم ارزون نیست. می فهمی!»

- نه. کفش گرون نمی خوام. متوسط باشه. نه خیلی گرون، نه خیلی ارزون.»

- خب چرا؟

منصور گفت: می‌خوام یه کتاب زبان بخرم و به روسری خوب برای آبجی فخری. روزی که بابا داشت میرفت تهرون به فخری قول روسری داده بود که اون تصادف لعنتی بهش مهلت نداد.

منصور حرفش را با بغض زد و همین باعث رام شدن ناصر شد و قبول کرد.

وارد کتاب فروشی شدند. قیمت را که پرسیدند، دود از سر ناصر بلند شد! کلی خرید داشتند و اگر کتاب را می خریدند، نصف بیشتر پولشان می رفت. از منصور اصرار و از ناصر انکار. ناصر از در مغازه خارج شد و منصور هم با ناراحتی به دنبالش. - بابا من کفش خوب نمی خوام. این کتاب برام واجب تره. منصور این را گفت و با دلخوری به دیواری تکیه داد.

ناصر که دید حریف منصور نمی شود، جلو رفت و گفت: باشه. قهر نکن. ولی باید بریم پارک شهر. اونجا معدن کتاب های دست دومه. از همون جا هم لوازم تحریر می گیریم، هم کتاب زبان.

گل از گل منصور شکفت. راهی شدند.»

 

روایتی که خواندید بخشی از زندگانی شهید منصور ستاری بود که با زبانی داستانی در کتاب «منصور آسمان» به چاپ رسیده است.

 

کتاب «منصور آسمان»، بخش‌هایی از دوران گوناگون زندگانی شهید سرلشکر «منصور ستاری را به قلم «شعله جهانگیری» تصویر کرده می‌کند. انتشارات «رسول آفتاب» این کتاب را در 86 صفحه و قطع رقعی به چاپ رسانده است. 

برای دریافت و مطالعه رایگان نسخه دیجیتال این کتاب از پایگاه اطلاع‌رسانی شهید ستاری، این‌جا کلیک کنید.

«پایگاه اطلاع رسانی شهید ستاری بر بستر کتاب‌گاه، آثار مکتوب فرمانده آسمانی نهاجا و همراهانش و آثار برجسته حوزه دفاع مقدس را به مخاطبان معرفی می‌کند.»

امیرسرلشگر منصور ستاری در 15 دی ۱۳۷۳ در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به همراه تعدادی از افسران بلندپایه نیروی هوایی و همرزمان اش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

پایان پیام/

بیش‌تر بخوانید:
* دیوان شعر «ماتمکده عشاق» منتشر شد

کتاب « منصور آسمان»




نظر شما

نام :  
پست الکترونیکی :  
نظر شما :  
کد امنیتی: