آرشیو خبرزندگینامه کد مطلب: 539     

یاد آن روزها بخیر

اشک در چشمان ستاری حلقه زده بود. هر وقت به یاد روزهای جنگ می افتاد دچار چنین حالتی می شد. با حسرت گفت: یاد آن روزها بخیر، چه حالت عرفانی و روحانی خوبی داشتیم! خوش به حال آن روزها... خوش به حال آن روزها...
۱۳۹۸ دوشنبه ۷ مرداد ساعت 08:42

به گزارش پایگاه خبری شهید ستاری، دفاع مقدس سیرتی داشت و صورتی؛ صورتش دود و آتش و خون بود و سیرتش عشق و معنویت و ایمان. همین بعد معنوی جنگ بود که باعث شد بعد از اتمام دفاع مقدس، بسیاری از رزمندگان حسرت آن روزهای خدایی را بکشند. از شهید امیر منصور ستاری نیز نقل می شود که بعد از دفاع مقدس، حسرت معنویت جنگ را می کشید و یاد آن روزهای حماسی را زنده نگه می داشت.

 
31 سال پیش در چنین روزهایی، پس از فرار منافقان از کشور و بیرون رانده شدن واحدهای زرهی دشمن از مرزها، آرامش نسبی در جبهه ها برقرار شد. این آرامش و سکون اما در تضاد با روح پرتلاطم رزمندگانی بود که با روزهای خدایی جنگ خو گرفته بودند. بعد از اتمام دفاع مقدس، همین رزمنده ها بودند که سعی کردند یاد و خاطره آن ایام را زنده نگه دارند و ارزش های موجود در جهاد فی سبیل لله را به نسل های جوانتر منتقل کنند.
 
شهید ستاری نمونه ای از چنین رزمندگانی بود که به زنده نگه داشتن حماسه آفرینی های خلق شده در میادین جنگ اهتمام ویژه ای داشت. سرهنگ سید محمد حسینی یکی از همرزمان شهید می گوید: "جنگ تمام شده بود اما هنوز بوی باروت در کوچه پس کوچه های شهر به مشام می رسید. همان ایام تیمسار ستاری من را احضار کرد. تازه از سفر پاکستان برگشته بود. به گرمی با من رو به رو شد و یک کتاب کوچک به زبان انگلیسی نشانم داد. رویش نوشته بود "پاکستان در جنگ". امیر توضیح داد که پاکستانی ها برای هفده روز جنگ شان با هند چنین کتابی را نوشته اند و به آن می بالند. ما چرا به هشت سال ایستادگی و مقاومت مان در جنگ، آن هم در شرایطی که دست مان خالی بود و حماسه ها خلق کردیم، نبالیم و از آن ننویسم؟"
 
در زمانی که تازه جنگ به اتمام رسیده و بسیاری به فکر بازسازی ویرانه های ناشی از آن بودند، شهید ستاری علاوه بر توجهی که به احیای پایگاه های نیروی هوایی داشت، از بُعد تاریخی و معنوی نیز به زنده نگه داشتن حماسه آفرینی رزمندگان در نیروی هوایی توجه ویژه ای داشت. لذا اولین گروه تحقیقاتی برای جمع آوری مجموعه عملیات نیروی هوایی ارتش در جنگ را تشکیل داد.
 
سرهنگ حسینی می گوید: "روزی که شهید ستاری از من خواست خاطرات جنگ را به صورت مکتوب جمع آوری کنم، اشک در چشمانش حلقه زد و گفت: سید جنگ تمام شد ولی اثری از این همه رشادت ها و دلاوری خلبان های ما جایی نوشته نشده است. تاریخ چطور ما را قضاوت می کند؟ فردا جواب فرزندان شهدا را چه می خواهیم بدهیم؟... سید می خواهم بنویسی که خلبان های ما چه حماسه ها آفریدند! بنویس چه ایثارگری ها و چه از خود گذشتگی ها کردند. بنویس..."
 
شهید ستاری همواره حسرت معنویت موجود در فضای جبهه ها را می کشید و بعد از اتمام دفاع مقدس، هرچند فرمانده نیروی هوایی بود و مشغله زیادی داشت، اما هرگز خودش را از گذشته پر افتخارش جدا نکرد و همواره خط رزمندگی اش را با صلابت و ایمان حفظ کرد و ادامه داد.
 
همرزمش خلبان اکبر توانگریان در این خصوص می گوید: "در دفتر کار تیمسار بودم که یاد روزهای سخت جنگ افتادند. خاطره ای از عملیات آزاد سازی خرمشهر تعریف کردند و وقتی به حکایت اسارت دو تن از همرزمان مان به نام های سردگرد ذوالفقاری و ستوان اعظمی افتادند، اشک در چشمان شان جمع شد و گفتند: یاد آن روزها بخیر، چه حالت عرفانی و روحانی خوبی داشتیم! خوش به حال آن روزها... خوش به حال آن روزها..."
 
خیلی طول نکشید که امیرسرلشکر منصور ستاری در ۱۵ دی ۱۳۷۳ در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به همراه تعدادی از افسران بلندپایه نیروی هوایی به شهادت رسید و به خیل شهدای دفاع مقدس پیوست.
 
پایان پیام/
 



نظر شما

نام :  
پست الکترونیکی :  
نظر شما :  
کد امنیتی: