آرشیو خبرزندگینامه کد مطلب: 509     

پرواز بر فراز ناو آمریکایی

به محض این‌که وارد ایران شدیم، شهید ستاری طبق هماهنگی قبلی روی رادیو گفت: «یک سال درجه هر دو نفرتان را می گیرم تا دفعه بعد به دستور عمل کنید.» چند دقیقه بعد هردو فروند در امیدیه به سلامت به زمین نشستیم. اما یک ساعت بعد جناب ستاری به امیدیه آمد و خیلی از ما تشکر کرد. ما هم گزارش پرواز و عکس و فیلم گرفته شده را تقدیمش کردیم.
۱۳۹۸ يکشنبه ۱۹ خرداد ساعت 13:49
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی شهید ستاری، سرتیپ خلبان عبدالحمید نجفی، از پیشکسوتان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش است. او روزهای پر فراز و نشیب دفاع مقدس و همراهی ‌با شهید منصور منصور ستاری را در کتابی به رشته تحریر درآورده است که بخشی از این خاطرات در ادامه آمده است:
«صبح روز جمعه، بیست و یکم دی ماه ۱۳۶۹ در گردان پروازی امیدیه بودیم که یک ماموریت مهم شناسایی به من ابلاغ شد. هدف شناسایی ناو امریکایی بود و به دلیل مسائل امنیتی فقط من، شهید اردستانی و شهید ستاری فرمانده نیروی هوایی از این مأموریت خبر داشتیم. حدود ساعت ده صبح با دو فروند اف5 روی باند پایگاه پنجم شکاری امیدیه قرار گرفتیم. لیدر دسته من بودم و شماره دو جواد معصومی بود.
با رساندن قدرت موتور به صد درصد، به پرواز درآمدیم. روی رادیو به بندر ماهشهر گفتم: «برای پرواز آموزشی دو فروند به بندر دیلم می رویم. از آنجا به برازجان می رویم و بعد به بهبهان و در نهایت در امیدیه فرود می‌آییم.»
با توجه به این‌که آمریکایی ها ما را استراق سمع می‌کردند می‌خواستم آن ها بدانند که هدف از پرواز ما چیست. قرار بود در طول پرواز هم سکوت مطلق رادیویی را حفظ کنیم. دو فروند در کنار هم پرواز می کردیم و به محض رسیدن روی آب به خاطر گمراه کردن ناو آمریکایی، طبق برنامه طرح ریزی شده، از هم جدا شدیم و شروع به صحبت کردن روی رادیو کردیم تا استراق سمع آن ها را مشغول کنیم.
معصومی گفت: «من شما را ندارم. کجا هستی؟» و به همین ترتیب به ناو نزدیک شدیم. آن‌ها اخطار می‌کردند: هواپیمایی که در حال نزدیک شدن هستی به شما اخطار می‌کنیم. روی رادیو گفتم: «ما همدیگر را گم کرده ایم! شما به جای کمک به ما اخطار هم می‌دهی؟ نزدیک است سانحه بدهیم.» ولى متصدی رادار آمریکایی مرتب می گفت: «به سمت شمال گردش کنید. این یک دستور نظامی است.»
توجهی نکردیم. به ناو خیلی نزدیک شده بودیم که من گفتم: «شماره دو شما را می بینم. سریع در بال من قرار بگیر!» نزدیک ناو شدیم و عکس گرفتیم. شماره دو سریع به من نزدیک شد. در حداقل ارتفاع قرار داشتیم و با سرعت حدود ششصد نات از روی ناو عبور کردیم. بعد از رد شدن از روی ناو سریع گردش کردیم و به سمت خاک خودمان ادامه مسیر دادیم.
به محض این‌که وارد ایران شدیم، شهید ستاری طبق هماهنگی قبلی روی رادیو گفت: «یک سال درجه هر دو نفرتان را می گیرم تا دفعه بعد به دستور عمل کنید.» چند دقیقه بعد هردو فروند در امیدیه به سلامت به زمین نشستیم. اما یک ساعت بعد جناب ستاری به امیدیه آمد و خیلی از ما تشکر کرد. ما هم گزارش پرواز و عکس و فیلم گرفته شده را تقدیمش کردیم.
امیرسرلشگر منصور ستاری در 15 دی ۱۳۷۳ در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به همراه تعدادی از افسران بلندپایه نیروی هوایی و همرزمان اش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
 پایان پیام/
 



نظر شما

نام :  
پست الکترونیکی :  
نظر شما :  
کد امنیتی: