آرشیو خبرزندگینامه کد مطلب: 463     
فرمانده به روایت فرمانده،

حامی و متخصص

تیمسار فریدون علی‌مازندرانی، خلبان پیشکسوت نیروی هوایی و از نقش‌آفرینان پروژه موشک سجیل، از حضور اثرگذار شهید منصور ستاری در جای‌جای نیروی هوایی می‌گوید.
۱۳۹۷ يکشنبه ۳۰ دي ساعت 11:13

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی شهید ستاری، تیمسار فریدون علی مازندرانی، از خلبانان تیزپرواز و پیشکسوت نیروی هوایی است. او که در مقطعی مسئولیت امور شهدا و ایثارگران نیروی هوایی را عهده‌دار بوده و فرصت همراهی و حضور در کنار شهید منصور ستاری را لمس کرده است.

تیمسار مازندرانی، از روزهای پر فراز و نشیب دفاع مقدس، تلاش‌ها برای قطعه‌سازی و ایستادگی با گام‌های استوار شهید ستاری می‌گوید:

«آن روزها اگرچه امکانات آن‌چنانی نداشتیم تا به طور مثال  یک قطعه 10 سانتی بدنه هواپیما را از یک قطعه یک متری که تحت شرایط خاصی فشرده و ده سانتی شده باشد بسازیم، اما با وجود تمامی گرفتاری های زیاد و مشقات فراوان، شهید ستاری همواره پای کار بود و این‌کارها را جمع و جور کرد.
نگاه عملیاتی می گفت باید مسائل فعلی نیرو را حل و فصل کرد ولی شهید ستاری ضمن اینکه مسایل روز نیرو را می‌دید، به دغدغه‌ها و مسایل آینده نیرو، بازسازی پرسنل و جان دادن بدنه نیروی هوایی را در اولویت‌ها و برنامه‌ها در نظر می‌گرفت. 
 
علاقمند و کنجکاو
 
ارتباط من و شهید ستاری از سال 60 آغاز شد. من خلبان اف14 بودم و ایشان هم خیلی علاقه‌مند به  دانستن در خصوص مسائل تخصصی راداری بود. شهید ستاری با این که در حوزه خودش یک متخصص محسوب می‌شد، دایماً می‌پرسید و می‌آموخت. 
 
یکی از مشکلات ما این بود که وقتی هواپیماهای عراقی بلند می‌شدند مشکل فالس تارگت(هدف نادرست) داشتیم. البته خود توان عراقی ها این را نداشتند بعدا میراژهای فرانسه به سیستم های جمینگ تجهیز شده بودند. اما وقتی هواپیمای عراقی وارد منطقه می‌شدند آواکسی که روی عربستان میپرید به ما فالس‌تارگت میداد و به عراقی‌ها اطلاعات میداد. ما هم شناسایی میکردیم که کدام هدف فالس است و کدام‌یک، حقیقی است. همه اینها چیزهایی بود که شهید ستاری تلاش می‌کرد با تخصص و دانش‌اش حل کند. همه این تلاش‌ها در حالی بود که عراق جنگ را با میک  19 و 21 و سوخوی 17شروع کرد. اما در طول جنگ سه بار نیروی هوایی خود را ساخت؛ در صورتی که ما نتوانستیم یک هواپیما هم به نیرو اضافه کنیم. 
 
کارهای فنی
 
ساخت جنگنده کوثر با بازسازی جنگنده اف5 را اگرچه از سال 65 شروع کردیم ولی این روند از سال 68 عملیاتی شد؛  درباره این پروژه عظیم، نگاه شهید ستاری خیلی مهم بود. معتقد بود باید از جایی شروع کنیم و نقطه شروع این قضایا در صنایع هوایی ایران در آن زمان، شهید ستاری با آن دیدگاه بلندش بود. 
هر چند که ما هنوز موتور را نمی‌توانیم بسازیم و خیلی‌ها حرف‌هایی می‌زنند،  ولی به نطر من ساخت بدنه هواپیما و تجهیز کردن آن با امکانات مختلف انبارها ، ولو خریداری شده، پیشرفت بزرگی است. خود آمریکا با همه امکاناتی که دارد این اطلاعات را بعد از جنگ جهانی دوم  از آلمان آورده است خودش چیزی نداشت. 
همچنین حضور و نقش‌آفرینی شهید ستاری، در بحث موشک سجیل خیلی به ما کمک کرد. موشکی که نقشی تعیین کننده در نبرد هوایی با دشمن ایفا کرد.
 
 
با شهدا و آزاده‌ها
 
برخورد ایشان با خانواده شهدا فوق‌العاده بود.  وقتی تیمسار ستاری فرمانده نیرو شد، در هفته بین سه تا 4 روز را دو سه ساعت در کنار ایشان بودم تا به خانواده‌های آزادگان و شهدا رسیدگی کنیم. اغلب نیرو ساعت 2 بعدازظهر می‌رفتند. شهید ستاری که می‌دانست که من تا ساعت 6 در دفترم هستم، با من تماس می‌گرفت به اتفاق برای سرکشی می‌رفتیم.
شهید ستاری در جریان کامل مسائل شهدا و اسرا بود و من در طول جنگ زیر نظر شورای عالی دفاع نماینده حفاظت از اسرا نیروی هوایی بودم. برای ورود اسرا به تهران، قرنطیه‌های مختلفی وجود داشت که باید اسرا 72 ساعت آجا می‌ماندند. من پیشنهاد کردم که یک قرنطینه در نیروی هوایی ایجاد شود تا از همین معبر وارد شوند. شهید ستاری استقبال کرد و حمایت.
برای انجام این کار و گرفتن مجوزهای لازم تلاش زیادی شد. با این که مخالفت‌های جدی وجود داشت، اما شهید ستاری برای راحتی آزادگان، جلوی این مقاومت‌ها ایستاد. با من خیلی درگیر شدند ولی زورشان به شهید ستاری نرسید. بالاخره، یک قرنطینه در داخل نیروی هوایی زدیم و بچه هایی که متعلق به نیرو بودند از آنجا می‌آمدند. این کار با تلاش شهید ستاری ممکن شد.
 
شهادت
 
وقتی حادثه ناگوار شهادت ایشان اتفاق افتاد، من در دفترم بودم. همسرم با من تماس گرفت و بیا خانه مهمان داریم. به خانه که رسیدم، سرو صورتم را نشسته بودم که تلفن زنگ خورد. همسرم گفت تلفن آقای شهرام رستمی پشت خط است. سراسریمه پرسید کجایی. گفتم: خانه. رستمی گفت: بیا بالا که خاک بر سرمان شده. تا رسیدن به دفتر رستمی، هزاران فکر کردم. 
 من ساعت 9 شب رسیدم ستاد دفتر جانشین گفت که هواپیمای حامل شهید ستاری زمین برخورد کرده است. 
شهید ستاری پیش از سفرش به کیش از من پرسیده بود کیش نمیایی و من که در تهران چند کار داشتم، از ایشان عذر خواستم. 
واقعه شهادت ایشان، دشوار بود و باورنکردنی به طوری‌که خلأ وجود این فرمانده بزرگ‌اندیش هنوز هم در پیکره نیرو هوایی حس می‌شود. فرمانده‌ای که تلألو اثر کارهای ارزنده‌اش در نیروی هوایی، دیدنی است.»
 
امیرسرلشگر منصور ستاری در ۱۵ دی ۱۳۷۳ در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به همراه تعدادی از افسران بلندپایه نیروی هوایی و همرزمان اش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
 
پایان پیام/
 



نظر شما

نام :  
پست الکترونیکی :  
نظر شما :  
کد امنیتی: