رزمنده و فرمانده

والفجر کوثر(بخش نخست)

خاطرم هست گفتی نگرانی‌ات بی مورد است و از توکل گفتی و توجه.

۱۳۹۸/۱۱/۲۸

بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش

بیانات مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش

۱۳۹۸/۱۱/۱۹

دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش با فرمانده کل قوا

جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش جمهوی اسلامی ایران با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا دیدار کردند.

۱۳۹۸/۱۱/۱۹

نام فاطمه(س) برای پیروزی کافی بود

امروز سالگرد شهادت حضرت فاطمه‌الزهرا سلام الله علیها است. شهید منصور ستاری فرمانده آسمانی نیروی هوایی در سخنانی از این نام پاک گفته است

۱۳۹۸/۱۱/۸

فرمانده‌ای به عظمت تاریخ

امیر سرتیپ محمد علی شاه‌حیدری، از فرماندهان دوران شهید ستاری در نیروی هوایی است سرتیپ شاه حیدری، که در آماد و پشتیبانی نیروی هوایی یار و همراه شهید ستاری بوده است خاطراتی از این فرمانده آسمانی، ویژگی‌ها و ابتکارهایش دارد

۱۳۹۸/۱۱/۵

همزمان با بیست‌وپنجمین سالگرد شهید منصور ستاری

چهارمین شماره ویژه‌نامه «منصور» منتشر شد

چهارمین ویژه‌نامه الکترونیکی«منصور» همزمان با بیست و پنجمین سالگرد شهادت شهید منصور ستاری منتشر شد.

۱۳۹۸/۱۰/۱۷

هوشیار و خلاق

موقعیت حساس بندر امام خمینی و صنایع پتروشیمی در جنوب کشور باعث شده بود تا هواپیماهای دشمن هرچند روز یک بار آن مناطق را بمباران کنند.

۱۳۹۸/۱۰/۳

حسرت شهادت داشت

منصور ستاری همیشه آرزوی شهادت داشت و یکی از حسرت های دائمی ایشان در طول زندگی همراه نشدن با خلبانان شهیدی بود که در کنارش جنگیدند و به درجه رفیع شهادت نائل شدند.

۱۳۹۸/۹/۲۵

«رعد» در یک نگاه

قرارگاه رعد نهاجا که با نقش‌آفرینی شهید منصور ستاری و شهید عباس بابایی پا گرفت، مبدأ بسیاری از پیشرفت‌ها و تحولات در دفاع هوایی و افتخارآفرینی‌ها به وِیژه در عملیات غرورآفرین والفجر8 و همچنین کربلای5 بوده است

۱۳۹۸/۹/۱۹

عطش یادگیری

هنوز اذان صبح را نگفته بودند که منصور از مادرش خداحافظی کرد و از خانه بیرون زد. هوا سرد و تاریک بود و ستاره ها در آسمان سوسو می زدند. منصور کلاهش را تا بالای ابروها پایین کشید و از کوچه خارج شد.

۱۳۹۸/۸/۱۳

نشنال اینترست:

ایران در تولید جنگنده‌ها به خودکفایی رسیده است

نشنال اینترست در گزارشی از خودکفایی ایران در تولید جنگنده‌های نظامی گفت.

۱۳۹۸/۸/۱

کتاب‌گاه

کتاب برایم مهم‌تر است

منصور گفت: می‌خوام یه کتاب زبان بخرم و به روسری خوب برای آبجی فخری. روزی که بابا داشت میرفت تهرون به فخری قول روسری داده بود که اون تصادف لعنتی بهش مهلت نداد.

۱۳۹۸/۷/۲۴

دوراندیشانه در راه خودکفایی

برای ساختن و منسجم شدن کارهای نوآورانه، تلاش و تشویق می‌کرد. تلاشش برای منسجم کردن فعالیت‌های جسته و گریخته اثرمند شد. گروه‌ها یکپارچه شدند و همدیگر را یافتند.

۱۳۹۸/۷/۲۳

پشت جلد

امید در دل «امیدیه»

با فعالیت‌های رعد، به دفاع هوایی روح تازه‌ای دمیده شد. قرارگاه رعد در پایگاه هوایی امیدیه خوزستان ،اغلب اوقات میزبان فرمانده نهاجا بود.

۱۳۹۸/۷/۱۳

خلاقیت فرمانده در رادارها چه بود؟

به گفته سرهنگ بالازاده از همرزمان شهید سرلشگر منصور ستاری، این شهید والامقام خلاقیت‌ها و نوآوری‌های متعددی در عرصه پدافند هوایی داشت و استفاده از رادارهای جی‌پی‌اس‌الون در شکل و ساختاری که تا آن موقع معمول نبود یکی از خلاقیت‌های ایشان در ور دوران دفا...

۱۳۹۸/۶/۲۶

مهمان تازه وارد و عزم منصور

خودش آستین بالا زد. گچ به دست گرفت و نقطه‌های استقرار سامانه موشکی را نشان کرد. به دیگران هم نکات را گوشزد کرد و ضرورت‌ها و زیر ور بم کار را آموخت. آفتاب پایین نرفته بود که یکی از سایت‌ها مستقر شد و مهیای عملیاتی شدن. لبخند را می‌شد در چشمان منصور مش...

۱۳۹۸/۶/۱۷

فراتر از فرمانده

توانمندی و نبوغ‌اش از او نه تنها یک فرمانده، بلکه یک نخبه استثنائی ساخته بود. فرمانده‌ای که با هیچ یک از استانداردها و قواعد پیشین قابل قیاس و ارزیابی نبود و به اعتراف موافقان و مخالفان، او را می‌بایست با نوآوری‌های آینده‌اش سنجید.

۱۳۹۸/۶/۱۰

شور «منصور»

عصیان رادار، عصبانی نکرده بود منصور را. و یاران را. رادار سمت یاب ای دی اس چهار (ADS4) دمی بعد، به کرنش در آمد. سر فرود آورد. رام شد. به راه شد. «منصور» خندید.

۱۳۹۸/۵/۲۳

شور «منصور»

عصیان رادار، عصبانی نکرده بود منصور را. و یاران را. رادار سمت یاب ای دی اس چهار (ADS4) دمی بعد، به کرنش در آمد. سر فرود آورد. رام شد. به راه شد. «منصور» خندید.

۱۳۹۸/۵/۲۳

روزی که ستاری همرزمش را تنبیه کرد!

ماموریت به خوبی انجام گرفته بود. اما در جلسه بررسی نقاط ضعف و قوت عملیات ناگهان شهید ستاری به من اشاره کرد و گفت: فاجانی را بازداشت کنید!

۱۳۹۸/۵/۱۹

روزی که امیر ارتش لباس سربازی پوشید

غذای سربازها سرد شده بود. امیر ستاری اولین نفر جلو آمد و داخل ظرف خودش از همین غذا ریخت و به سربازها هم تعارف کرد جلو بیایند. پرسنل مهندسی بالا و پایین می رفتند که ˝قربان اجازه بدهید غذا را عوض کنیم˝ تیمسار قبول نکرد.

۱۳۹۸/۵/۱۵

راز توجه شهید ستاری به فرودستان چه بود؟

روح بلند ستاری در کوره سختی های زندگی چنان آبدیده شده بود که هر کسی او را می شناخت، می دانست چه دیدی نسبت به افراد رنج کشیده دارد.

۱۳۹۸/۵/۹

پابه پای سرباز

ماله به دست گرفت و همراه با سرباز وظیفه مهندسی رزمی، مشغول به کار بنایی شد. سرباز نمی‌دانست مردی که در کنار او ایستاده و در زیر آفتاب سوزان پایاه هوایی ملات را تولید می‌کند، کسی جز فرمانده نیروی هوایی نیست!

۱۳۹۸/۵/۶

مشق بندگی منصور

تابستان گرم 1363، با فرارسیدن موسم حج فرصتی دست داد تا «منصور» بار دیگر عبودیت و بندگی خالصانه و شوق دیدار یار را خالصانه طلب کند و این بار با طواف خانه حق، حقیقت بندگی و شوق وصال را دریابد.

۱۳۹۸/۴/۲۹

طراح ایده‌های بکر

نوآوری در رگ و استخوان او جریان داشو محدودیت‌های ناممکن را با تلاش خستگی‌ناپذیرش ممکن می‌ساخت به طوری‌که الگویی زبانزد برای دیگر همسنگران تلقی می‌شد.

۱۳۹۸/۴/۲۶

«ستاری» یعنی سعی تلاش استقامت و رادمردی

شاید کمتر کسی بداند که فکر تولید اولین خودروی ملی- ایرانی را یک نظامی ارتشی ارائه داده بود. شهید منصور ستاری فرمانده شهید نیروی هوایی نه تنها این ایده را ارائه داد که گام های عملی مهمی در جهت تولید آن برداشته بود.

۱۳۹۸/۴/۲۴

از غرش آذرخش تا طلوع قاهر و کوثر

زمانی که مستشاران آمریکایی با تکبر از اداره ارتش شاهنشاهی سخن می گفتند، کمتر کسی فکرش را می کرد که یک روز ایران اسلامی بتواند در ساخت پیشرفته ترین و پیچیده ترین تسلحیات نظامی که سرآمدشان هواپیمای جنگنده است، حرفی برای گفتن داشته باشد.

۱۳۹۸/۴/۲۳

قهرمان آسمان

فراموش نمی کنم که در این هنگام به اتفاق دوستان پدافندی به آسمان چشم می دوختیم و هر یک با خوشحالی به دیگری می گفت: نوع مانورش را می بینی؟ این حاج مصطفی است!

۱۳۹۸/۴/۱۵

مقاوم و استوار

منصور گفت: نباید خودمان را ببازیم. مقاوم باش پسر. با افتادن کاظمی مکث کرد. انگار کوهی از جا درآمده بود.

۱۳۹۸/۴/۱

از خانه تا دانشکده افسری

منصور دست به نرده ها گرفت و پله‌ها را یکی دوتا کرد. چند کلاغ روی درخت های کاج حاشیه پرسه می زد منصور خود را توی صف جا داد. افسر جوانی دست ها را از پشت به هم گره کرده و صاف و عصا قورت داده ایستاد روبروشان و توضیح داد که باید بروند انبار و وسایل شخصی ش...

۱۳۹۸/۳/۲۷