آرشیو خبرزندگینامه کد مطلب: 462     
فرمانده آسمانی:

نفوذ نابغه در عمق دل‌ها

سرتیپ رضوی از همرزمان شهید ستاری درباره مأموریتی که از سوی شهید ستاری به او محول شده بود عنوان می‌کند: در آن قرارگاه به عنوان نماینده ارتش، مأموریتم این بود که امکانات و تجهیراتی راکه سه نیرو دارند بررسی کنم. فرمانده قرارگاه اشکالات خود از هر واحد را به من گزارش می‌کرد و من به تهران منعکس می‌کردم.
۱۳۹۷ سه شنبه ۴ دي ساعت 13:54

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی شهید ستاری، سرتیپ سید محمد رفیع رضوی از یاران و همرزمان شهید ستاری است. او که سال‌های دفاع مقدس را در پدافند هوایی حضور داشته است، از روزهای همراهی با شهید ستاری می‌گوید: زمانیکه شهید ستاری سروان بود و در پدافند هوایی خدمت می کرد من همکارشان بودم. انسان فوق العاده ای که از ابتدای ورودش به پدافند هوایی، آثاری ماندگار از خود به‌جای گذاشت که از نبوغ و هوش سرشارش نشأت می‌گرفت.

او، ریشه خدمت و ابتکارات شهید ستاری را در نشست‌ها و عملیات گوناگون عنوان می‌کند: آشنایی بیش‌تر ما در جلسات مختلفی که شرکت می کردیم شروع شد. او نظرات بلندی داشت و علاقمند بود که پدافند در اوج قدرت و افتخار باشد و الحمدالله در جنگ دیدیم که به این مهم دست یافت.
 
مأموریت دوراندیشانه
 
این پیشکسوت نیروی هوایی ارتش، با اشاره به یکی از مأموریت‌هایی که از سوی شهید ستاری به او محول شده بود، درباره منطق و دوراندیشی این شهید بزرگوار می‌گوید: زمانی‌که شهید ستاری به عنوان معاون طرح و برنامه در نیروی هوائی خدمت می‌کردند، ما یک رادار AR1 در پایگاه خارک، نوعی رادار سطحی مربوط به نیروی دریایی داشتیم؛ اما به دلیل این‌که در خارک همه افسران زمین به هوا هستند لازم بود که یک افسر راداری به آن‌جا برود تا کارایی این سیستم افزایش پیدا کند. شهید ستاری که گویا شخصی را برای انجام این کار مناسب نمی‌دیدند به من گفتند به این پایگاه بروم. یک سال در خارک خدمت کردم زیرا به دلیل شرایط دشوار خارک، خدمت آ نجا یک ساله بود.
شهید ستاری به من گفتند پس از خدمت یک ساله به همین دایره پدافند که مرحوم هوشمندیان ریاست آن را عهد هدار بود بر
می‌گردی و همی نجا می‌مانی. من پذیرفتم و همین طور هم شد.
او ادامه می‌دهد: منطق و دوراندیشی شهید ستاری برای حضور یک پدافندی در خارک بسیار قوی بود. اعتقاد شهید ستاری این بود که باید در خارک علاوه بر افسر زمین به هوا یک افسر رادار نیز حضور داشته باشد تا بتواند از امکانات رادار AR1 به بهترین شکل استفاده کند. من نیز علاقه داشتم نقش بیشتری در جنگ داشته باشم و اگرچه قبل از آن نیز فرمانده سایت کرج بودم اما این مأموریت زمین های فراهم می‌کرد تا مثمرثمر واقع شوم.
همراه شهید ستاری از مأموریت دیگری که ایشان به او محول کرده بود می‌گوید: سال 62 یا 63 زمان یکه من در معاونت عملیات بودم شهید ستاری به من گفتند در قرارگاهی که سردار شمخانی فرمانده آن بود به عنوان نماینده ارتش حضور داشته باشم. شنیده بودند زیردریایی آمریکایی در این جزایر رفت و آمد می کند. حتی یکبار خودم در یک هواپیمای مسافربری و زمانی که از این جزایر در حال عبور بودم زیردریایی را دیدم دیدم که در حرکت بود و این موضوع را اطلاع دادم.
وی درباره این مأموریت عنوان می‌کند: در آن قرارگاه به عنوان نماینده ارتش، مأموریتم این بود که امکانات و تجهیراتی را که سه نیرو دارند بررسی کنم. فرمانده قرارگاه اشکالات خود از هر واحد رابه من گزارش می کرد و من به تهران منعکس می کردم. پیشکسوت نیروی هوایی ارتش، به آخرین مأموریتی که شهید ستاری به او محول کرد اشاره می‌کند و می‌گوید: این مأموریت در زمانی بود که من در بوشهر خدمت می‌کردم و برای سرپرستی گروهی که برای آموزش S200 به شوروی سابق می‌رفتند، مأمور شدم. تیمی که متشکل از پرسنل نیروی هوایی، پدافند و سپاه بود. بازگشتیم و من گزارش را به شهید ستاری که در آن زمان فرمانده پدافند بودند، ارائه کردم.
 
نابغه‌ای که هواپیماها را می‌شناخت
 
سرتیپ رضوی برای تبیین این موضوع به خاطر های اشاره می‌کند: زمان یکه شهید ستاری با درجه سروانی، افسر کنترل شکاری بود، یک هواپیمای مسافری بدون اطلاع پروازی وارد کشور شده بود. ایشان کنترلر هواپیمایی را به عهده داشت که برای شناسایی این هواپیما رفته بود. وقتی که خلبان رفت و هواپیما را رهگیری کرد و در کنارش ایستاد، شهید ستاری از خلبان پرسید که نوع هواپیما را بگو؛ خلبان‌ها معمولاً شماره درج شده روی دُم هواپیما را می‌خوانند وبه این شکل نوع هواپیما را می‌گویند.
وی با بیان این‌که لازم است کنترل شکاری و خلبان‌ها، به نوع هواپیما آشنا باشند ادامه می‌دهد: اما خلبانی که مأمور این کار شده بود، نوع هواپیما را نمی‌دانست. شهید ستاری از خلبان وضعیت شکل هواپیما را پرسید و سپس نوع هواپیما را به درستی تشخیص داد. این موضوع نشان می‌دهد که شهید ستاری فردی دارای هوش سرشار بود.
 
نابغه‌ای که در دل ها نفوذ می‌کرد
 
سرتیپ رضوی به خاطر های از تبادل دانش با گروه متخصص چینی اشاره می‌کند: در نشستی که راجع به کامند کنترل که چینی‌ها انجام می دادند در خدمت شهید ستاری بودیم، به پایگاه هوایی مهرآباد و محلی که چینی ها کار می کردند رفتیم. وقتی وارد شدیم چینی ها در حال غذاخوردن بودند و ملاقات با هماهنگی قبلی نبود. شهید ستاری در حال بازدید بودند و چینی ها نیز در ناهارخوری بودند و قرار شد از ما در اتاق به اصطلاح تشریفات پذیرایی شود.
این سرتیپ بازنشسته ارتش ادامه می‌دهد: چینی ها غذاهای خیلی غیرمعمول مثل پیاز پخته، خیار پخته را طبخ کرده بودند و بوی بسیار بدی را در فضا استشمام کردیم؛ به حدی که مرحوم عدالت نژاد تحمل نکرد و بیرون رفت و من در محضر تیمسار نشستم. به گفته سرتیپ رضوی، تیمسار ستاری اما در کنار چینی ها نشستند و صمیمانه از غذایشان خوردند، کاری پسندیده و توصیه شده در دین مبین اسلام مبنی بر این که اگر جایی غذایی بود و مهمان شدید حتی اگر غذا را دوست نداشتید تظاهر کنید که دوست دارید.
این همراه شهید ستاری، با بیان ای نکه فرمانده نیروی هوایی ارتش کشورمان، با همراه شدن در غذا خوردن چینی ها، در گفت و گوهای فنی و تخصصی نیز همراه آنان شدند، این موضوع را ناشی از هوش سرشار این فرمانده آسمانی می داند و ادامه می‌دهد: شهید ستاری با همان چوب غذای چینیها غذا می‌خوردند و ضمن این کار، به انگلیسی سئوالاتی را راجع به کار، میزان پیشرفت و نیازها از آنان پرسید و متخصصان چینی هم حین غذاخوردن جواب دادند. این موضوع برای من خیلی غیرمنتظره بود که کسی بتواند این چنین نفوذ کند و کارش را به بهترین نحو ممکن انجام دهد.
 
امیرسرلشگر شهید منصور ستاری در 15 دی ۱۳۷۳ در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به همراه تعدادی از افسران بلندپایه نیروی هوایی و همرزمان اش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
 
پایان پیام/24

 




نظر شما

نام :  
پست الکترونیکی :  
نظر شما :  
کد امنیتی: