آرشیو خبرزندگینامه کد مطلب: 447     

دور تا دور این باغ جای پای من است

روزهای جوانی را برای تحصیل در خانه‌ای در ورامین گذراند، خانه‌ای که روایت‌های ناگفت بسیاری از تلاش شبانه‌روزی‌اش برای پیشرفت و اعتلا دارد و نوید فرمانده‌ای زمینی با روحی آسمانی می‌دهد.
۱۳۹۷ دوشنبه ۳۰ مهر ساعت 11:33

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی شهید ستاری، خانم زواره‌ای ، مادر شهید منصور ستاری، رواتی دارد از شهید منصور ستاری، از محله و خانه‌ای در ورامین که این شهید والامقام روزهای جوانی را برای تحصیل در آن‌جا می‌گذراند:

«موقعی که منصور در ورامین درس می‌خواند ، پسر بزرگم ناصر ، خانه‌ای پشت راه آهن برایش اجاره کرده بود و خودش نان و برنج و روغن برایش می‌برد . منصور نیز آنجا می‌ماند و درس می‌خواند و هفته‌ای یک بار به خانه می‌آمد.

حدود دو سال قبل از شهادتش ، یک بار که به همراه خانواده‌اش به ولی آباد آمده بود ، تصمیم گرفتیم ، سری به خواهرش که در ورامین زندگی می‌کرد ، بزنیم . به ورامین که رسیدیم منصور به بچه‌هایش گفت : مایلید خانه‌ای را که من در آنجا تنها زندگی می‌کردم و درس می‌خواندم نشانتان بده؟

سپس ما را همراه بچه‌هایش به پشت خط راه آهن برد ؛ اما از آن خانه اثری نبود . در حالی که نگاهش به نقطه‌ای خیره شده بود ، گفت: آن زمان من این جا زندگی می‌کردم و یک پیرزن و پیرمرد مهربان هم بودند که خیلی کمکم می‌کردند .

از ماشین پیاده شد و رفت از اهالی محل دربارة آن خانواده پرس و جو کرد . ولی آنها از آن محل رفته بودند و خانه منصور هم به جاده تبدیل شده بود.

منصور آهی کشید و گفت:حیف شد ، نتوانستم خانه‌ای را که یک سال و نیم در آنجا زندگی کرده‌ام به شما نشان بدهم !

سپس ادامه داد و گفت: در این خانه که بودم ، روزی دو سیر گوشت می‌گرفتم و صبح زود ، قبل از اینکه به مدرسه بروم آبگوشت راباز کرده و روی چراغ می‌گذاشتم تا پخته شود.

ظهر که از مدرسه بر‌می‌گشتم نصف آن را می‌خوردم و نصف دیگر را برای شام نگه می‌داشتم.

پس از آنکه مقداری جلو رفتیم ، به باغی رسیدیم که به حالت مخروبه در آمده بود . منصور ، ماشین را نگه داشت و رو به بچه‌هایش کرد و گفت: پدرجان شما الان در ناز و نعمت زندگی می‌کنید؛کسی هست که به شما بگوید خوب درس بخوانید تا روزی به درد خود و جامعه بخورید ، اما موقعی که من درس می‌خواندم هیچ کس نبود که به من بگوید ،‌درس بخوان . خودم شبانه روز ، دور تا دور این باغ، راه می‌رفتم و درس می‌خواندم .

 

با اندکی تأمل ، در حالی که خاطرات دوران کودکی را مرور می‌کرد ، گفت:دور تا دور این باغ جای پای من است!»

 

امیرسرلشگر منصور ستاری در 15 دی ۱۳۷۳ در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به همراه تعدادی از افسران بلندپایه نیروی هوایی و همرزمان اش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

 

پایان پیام/




نظر شما

نام :  
پست الکترونیکی :  
نظر شما :  
کد امنیتی: